کلوب معماری برای دختر و پسرهای معمار
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()



![]()

![]()
کلوب دختر و پسرهای معمار
بدو بیا تو این کلوب عضو شو که پر از مطلبه
![]()
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()



![]()

![]()
کلوب دختر و پسرهای معمار
بدو بیا تو این کلوب عضو شو که پر از مطلبه
![]()
بیا اینجا مقالات و نوشته های خودت رو برای ما بفرست
و از مقالات دیگران استفاده کن

سبک معماری: معماری مدرن و های تک
منبع الهام: تکنولوژی
لغات کلیدی:
- عملکرد و کارایی
- صنعت و ماشین
- پیش ساختگی
- استاندارد نمودن
- توجه به آینده
- علم، ریاضی و هندسه
- تناسب و همگونی
- منطق و خرد
- هنر انتزاعی
- سبک بین المللی
ساختمان شاخص: ویلا ساوا – مرکز پمپیدو

سبک معماری: معماری اکوتک
منبع الهام: محیط زیست و تکنولوژی
لغات کلیدی:
- حفظ محیط زیست
- تکنولوژی پیشرفته
- توجه به آینده
- بازیافت
- انرژی تجدید شونده
- علم
- سایبرنتیک
ساختمان شاخص: دفاتر درآمد داخل سرزمین

سبک معماری: معماری پست مدرن
منبع الهام: هویت انسان
لغات کلیدی:
- فرهنگ
- تاریخ
- سنت
- کثرت گرایی
- التقاط
- هنر مردمی
- سبک محلی
ساختمان شاخص: خانه مادر ونچوری

سبک معماری: معماری نئوکلاسیک
منبع الهام: عصر کلاسیک
لغات کلیدی:
- کمال
- جاودانگی
- نظم
- تناسب
- همگونی
- خرد و منطق
- ریاضی و هندسه
- هنر والا
ساختمان شاخص: مجموعه کنار رودخانه ریچموند

سبک معماری: معماری دیکانستراکشن
منبع الهام: چند معنایی
لغات کلیدی:
- کثرت گرایی
- اکنونیت
- ابهام
- ایهام
- ضد دوگانگی
- نسبیت گرایی
- عدم قطعیت
- عدم وضوح
- تزلزل
- تناقض
ساختمان شاخص: مرکز هنری و بصری وکسنر

سبک معماری: معماری فولدینگ
منبع الهام: چند معنایی
لغات کلیدی:
- کثرت گرایی
- افقی گرایی
- ریزوم
- ضد دوگانگی
- ضد مرکز گرایی
- ضد سلسله مراتب
- ضد خرد گرایی
- ضد فراروایت
- انعطاف پذیری
- انتقال نرم
- فرم ظعیف
ساختمان شاخص: مرکز گردهمایی کلمبوس

سبک معماری: معماری پیدایش کیهانی
منبع الهام: علم و فلسفه جدید
لغات کلیدی:
- توجه به نشانههای کیهانی
- علم پیچیدگی
- خود سازماندهی
- مشابهت خودی
- پرش
- فراکتال
- آشفتگی
- منطق مخدوش
- عدم قطعیت
- گسترش غیر خطی
- اثر پروانه
ساختمان شاخص: موزه گوگنهایم در بیلبائو

|
به نام یگانه معمار هستی که جهان را در تعادلی پایدار آفرید فراخوان مسابقه مسابقه بهترین وبلاگ معماری The Best Architecture Weblog Competition امروزه وبلاگهای معماری با آن که بخش مهمی از جامعه رسانه معماری ایران و جهان را به خود اختصاص داده اند ، اما در حوزه های پژوهشی ، آموزشی ، اجرایی و حرفه ای هنوز از اقتدار لازم بهره مند نیستند. « مسابقه بهترین وبلاگ معماری » با هدف فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای تبادل نظر میان معماران و ارائه دیدگاه های مختلف و تحلیل و بررسی مشکلاتی که در رسیدن به جایگاه و شأن واقعی وبلاگهای معماری وجود دارد ، برگزار می شود. امید که این مسابقه در پیشرفت و ارتقا و کسب اقتدار وبلاگهای معماری و در نهایت در پیشبرد رسانه معماری ایران و جهان موثر واقع شود. محورهای مسابقه 1- مؤلفه های موضوعی در وبلاگ 2- خلاقیت در نوشته های وبلاگ 3- مشارکت وبلاگ 4- فضاها و عناصر درون وبلاگ 5- نقش آموزشی و پژوهشی در وبلاگ 6-ارتباط صحیح وبلاگ با حرفه معماری تقویم مسابقه - مهلت ثبت نام در مسابقه تا 15 اسفند ماه 1386 می باشد - از 15 اسفند ماه 1386 تا 15 فروردین ماه 1387 قسمت نظرسنجی فعال خواهد بود و در قسمت جداگانه داوران مسابقه نفرات اول تا سوم را اعلام خواهند کرد - اعلام نتایج نظرسنجی 20 فروردین ماه 1387 جوایز مسابقه نفر اول – 100 ساعت اینترنت روزانه + تقدیر نامه نفردوم – 50 ساعت اینترنت روزانه + تقدیر نامه نفر سوم – 50 ساعت اینترنت روزانه + تقدیر نامه و تبلیغ در چندین سایت معماری پربیننده به مدت یک ماه ارتباط با ما E-mail : memari_mrm@yahoo.com
|
| اخبار همایش زنان معمار ایرانی | |
|
مهلت ارسال خلاصه مقاله به دبیرخانه همایش تا 20 مهرماه 1386 تمدید شد شورای معاونان بنیاد علمی پژوهشی معماری و شهرسازی ایران در هشتمین نشست هفتگی خود در روز سه شنبه مورخ 3/7/1386 با توجه به گزارش کمیته علمی همایش زنان معمار ایرانی و بمنظور فراهم نمودن امکان حضور اعضای هیأت علمی دانشگاهها و دانشجویان رشته های معماری و شهرسازی و سایر علاقمندان به شرکت در همایش ، مهلت ارسال خلاصه مقالات را تا روز پنجشنبه مورخه 20/7/1386 تمدید نمود. |
| بنیاد علمی ، پژوهشی معماری و شهرسازی ایران | |
|
بنیاد علمی ، پژوهشی معماری و شهرسازی ایران در سال 1384 با عنوان ستاد بزرگداشت روز معمار و هفته معماری فعالیت خود را آغاز نمود و در سال 1386 با تشکیل هیأت امناء و گسترش دامنه فعالیت خود عنوان بنیاد را برای خود برگزید. این بنیاد هم اکنون 70 عضو و کارمند دارد و با تعدادی از سازمانها مانند دانشگاه ها ، موسسات پژوهشی ، شرکت های تخصصی ، شهرداران و مدیران شهری و همچنین افراد متخصص و حرفه ای همکاری دارد . پژوهش ، آموزش و مشاوره در زمینه معماری و شهرسازی محور اصلی فعالیت های این سازمان به شمار می آید . این بنیاد در سال 1385 در 50 دانشگاه و مرکز آموزش عالی کشور و در سال 1386 در بیش از 150 دانشگاه مرکز آموزش عالی و سازمان نظام مهندسی کشور مجموعه برنامه هایی ( نشست تخصصی یک روزه ، نمایشگاه و انتشار نشریه ) بمنظور پاسداشت مقام معمار و با هدف ارتقای دانش معماری و شهرسازی جامعه برگزار نموده است .
نزدیکترین برنامه ی این بنیاد همایش زنان معمار ایرانی است که در ابان ماه برگزار میشود . |
با نهایت تاثر و تاسف مصیبت درگذشت دانشمند فرزانه استاد گرانقدر
دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی
را به تمام اهل فرهنگ ، معماری ، علم و اندیشه
تسلیت عرض می نماییم
بزرگ بودی
و در اوج رفتی
آرامش ات را می ستایم
همیشه بزرگ خواهی ماند
ـ قابليت برگشت به چرخه محيط
توليد وينيل يک فرايند توليد بسته اتوماتيک با تکنولوژي بالا است و تقريبا تمام ضايعات آن به چرخه توليد بازميگردد. مطالعات نشان داده است که توليدات وينيل تنها يکدرصد آلودگي کل ناشي از مصارف گاز و نفت را توليد ميکنند و انرژي مصرف شده براي توليد وينيل سه برابر کمتر از انرژي مصرف شده براي توليدات آلومينيومي است. همچنين مطالعاتي که توسط Principia Partners انجام گرفته است، نشان ميدهد که بيش از 98 درصد وينيل موجود ميتواند به چرخه توليد بازگردد.
ـ مقاومت و دوام
وينيل در مقايسه با ساير مواد بهکار رفته در ساختمانسازي دوام قابل قبولي دارد. يک مثال ساده در اين مورد، پوششهاي بام وينيلي ميباشد. اين پوششهاي تکلايه وينيلي، بيش از 30 سال عمر ميکنند. وينيل بهترين انتخاب براي پوشش کفها و پوشاندن ديوارهاست، بهخصوص در محلهاي پر رفتوآمدي همچون مراکز بهداشتي. انتخاب لولههاي PVC براي مواردي که لولهها زير خاک قرار ميگيرند بسيار بهصرفه است، چرا که بدون هرگونه نيازي به نوسازي، بدون ترک خوردن و زنگ زدن عمر ميکنند.
ـ صرفهجويي در انرژي
باتوجه به هدردهي انرژي کمتري که وينيل نسبت به ساير مواد مشابه دارد، از اين رو بيشترين مصرف را در زمينه ساخت درب و پنجره داشته است.
ـ مقاومت در برابر آتشسوزي
معمولا استفاده از محصولات ساختماني وينيل کمترين درصد ريسک را در بر دارد. وينيل نسبت به ساير مواد از مقاومت فوقالعاده بيشتري در برابر آتش دارد.
سيستمهاي جديد ساختماني توليد شده از وينيل
ترکيبات جديدي که از وينيل بهدست ميآيند، امکان عرضه سازههاي جديدي را ميدهد که ميتوانند جاي فلز و چوب را در بسياري موارد بگيرند. Royal Building Systems يکي از اين نوع سيستمهاي سازهاي جديد است که از پيوند وينيلهاي توخالي توليد ميشود. داخل آن را با بتن پرنموده و به عنوان ديوار آماده عرضه ميشود. اين سيستم، قابليت آن را دارد كه انجام هرگونه عمليات اجرايي در سطح آن انجامپذير باشد. اين سيستم در تمام دنيا، براي ساخت خانههاي يک يا دو خانواري، ساختمانهاي اداري، صنعتي و تجاري به کار ميرود. مزايايي که اين سيستم دارد، باعث ميشود که بتواند در کشورهايي که تغييرات دماي آنها در طي سال زياد است و در معرض آسيبهاي طبيعي مثل زمينلرزه، تندباد و سيلاب قرار دارند، بسيار مفيد واقع شود. ديوارهاي بهکار رفته در اين سيستم، علاوه بر دارا بودن خاصيتهاي وينيل، در برابر موريانه نيز مقاومند.
امروزه، توليد محصولات متنوعتر تشکيل يافته از وينيل و کاربردهاي تازه و مختلف آنها، امكان انتخاب و گزينش بسياري را در اختيار معماران و طراحان قرار ميدهد.
.jpg)
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
.jpg)
.jpg)
![]() |
|
![]() |
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
|
ارتفاع مجسمه عظيم الجسه رودس با پايه اش به اندازه يک ساختمان 15 طبقه امروزي است. اين مجسمه يک شاهکار برجسته معماري مي باشد که بر روي جزيره رودس در حدود 280 قبل از ميلاد ساخته شده است. هيچ کس به درستي نمي داند که اين مجسمه شبيه چه بوده و يا در کجا قرار داشته است. نظريه بسيار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روي ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوريکه کشتيها از بين پاهاي آن عبور مي کرده اند. البته اين فرضيه بسيار محتمل به نظر ميرسد. اين بنا مشکلات غير قابل حل در 3 قرن پيش از ميلاد را مطرح مي کند. همچنين تجارت در اين بندر در زمان احداث اين مجسمه داراي رکود شده و اين بندر از رونق اقتصادي افتاده است. اين مجسمه يکي از عجايب هفتگانه به شمار مي رود که براي مدت کوتاهي تقريبا 53 سال پا بر جا بوده است. |
![]() |
![]() |
|
.jpg)
.jpg)
![]() |
|
![]() |
![]() | ||
.jpg)

.jpg)
در اصل آنچه «نظربايف» را در موقعيت يک کارفرماي ثروتمند براي آثار منحصر بفرد قرار مي دهد، حجم وسيع توليد نفت، گاز و منابع معدني در سال هاي اخير توسط قزاقستان است؛ سرمايه گذاران از سراسر جهان در صدد جلب توجه نورسلطان و امضاي قرارداد هاي ميلياردي با وي هستند، جالب اينکه اپوزيسيون سياسي نيز در قزاقستان، چندان مخالفتي با آقاي رييس جمهور و فعاليت هاي عمراني بلند پروازانه او ندارد.
رييس جمهور خوش شانس نه تنها آنچه را که مي خواهد مي سازد و با پايتخت جديد خود «Astana» (پايتختي که در سال 1998 توسط معمارمعروف ژاپني کيشو کوروکاوا طراحي شد) جولان مي دهد، بلکه اميدوار است در دوره بعدي انتخابات نيز با بهره برداري از همين فعاليت هاي عمراني دوباره انتخاب شود.
آنچه رياست جمهوري قزاقستان از نورمن فوستر خواسته بود، مرکزي عظيم براي گفتگوي اديان در کنار سالن اپرايي قابل رقابت با بزرگترين سالن هاي جهان، يک موزه ملي فرهنگ، دانشگاهي براي مقوله تمدن و مرکزي براي تعاملات گروه هاي نژادي و جغرافيايي قزاقستان بود. تمام اين موارد قرار بود در هرم عظيمي که فوستر آن را ساخت جاسازي شود، هرمي با قاعده تقريبي يک هکتار و ارتفاعي بالغ بر 60 متر از سطح زمين....
ظاهرا قضيه بسيار جدي است؛ با ترکيب جمعيتي 50 درصد روس با مذهب ارتدوکس، 50 درصد مسلمان قزاق و نيز با افزايش اختلافات افراط گرايانه قومي، ميتوان به نظربايف براي آنچه در ذهن مي پرورد حق داد؛ از نظر بين المللي نيز وي در سپتامبر 2003 ميزبان کنگره رهبران مذهبي جهان بود و طبيعي است که بخواهد اين موضوع را به جرياني دائمي تبديل کند.
هرمي عظيم، ساخته شده از الگويي الماس گونه، ملبس به صفحات مجوف فولاد ضدزنگ و پلاک هاي سنگي خاکستري کم رنگ که در راس به تارکي انتزاعي از شيشه رنگي ختم مي شود؛ رنگ هايي ملهم از پرچم قزاقستان و عظمتي در خور خودنمايي يک ملت. قرار است 200 نماينده از مذاهب مطرح جهان هر 3 سال در قالب نشستي عظيم با همکاري شوراي امنيت سازمان ملل در اين محل گرد هم آيند، يک گردهمايي، درست در نقطه زيرين راس هرم لرد فوستر. فوستر خود در اين مورد مي گويد: «آنچه براي من اهميت داشت نمادينه کردن صلح بود....». يک مرکز تحقيقاتي براي مذاهب جهان با کتابخانه اي عظيم، طبقه تحتاني مرکز همايش ها را در بر مي گيرد.
براي مردم عادي نيز جنبه هاي نمايشي قضيه اگر بيشتر نباشد کمتر نيست؛ هرم که بر روي تپه اي دست ساز بنا شده،بسيار عظيم تر از آنچه هست، به چشم مي آيد. سالن اپراي 1500 نفره، مردم را به سوي خود فرا مي خواند و فاصله پايين ترين بخش اين تالار با راس هرم بالغ بر 80 متر است!
داستان زندگي اين يادمان ملي وقتي بسيار جالب توجه تر مي شود که وارد باغ معلق مرکزي شويم؛ نورپردازي تاثيرگزار و ترکيب فضاسازي سبز در داخل حجمي عظيم از ديوار هاي شفاف و مسيري زيگ زاگ با حرکتي رو به اوج، بهشتي اثيري را تداعي مي کند.
برنامه ريزي ساخت اين اثر آنچنان سريع بود که براي خود معمار نيز باور کردني نيست؛ شغل سابق نورسلطان نظربايف در زمان کمونيست ها به عنوان کارگر فولادسازي، بسيار به طراحي و ساخت هر چه سريع تر سازه فولادي بنا که حائز شرايطي خاص است، کمک کرد. سازه اي که با توجه به نوسان دما در پايتخت جديد از 40 درجه زير صفر تا 40 درجه بالاي صفر (آب و هواي عادي در استپ هاي آسياي مرکزي!)، بسيار حساس و تعيين کننده است.
فوستر شکل هرمي را براي نداشتن هيچ گونه تاثير منفي به لحاظ مذهبي انتخاب کرده است. وي که تا کنون تعداد زيادي سالن کنسرت، گالري هاي هنري و موزه طراحي کرده است، اهميت اين مرکز را بيش از همه تلقي مي کند؛ «اين مجموعه در اصل يک مرکز فرهنگي است، اما از آنجايي که قرار است ميزبان يک کنفرانس صلح متشکل از پيروان 18 مذهب جهاني باشد، ديگر مختصات آن بسيار فراتر از يک مرکز فرهنگي خواهد بود. مختصاتي به عظمت مذهب، صلح و همکاري جهاني...؛ نشانه اي در جهت ترک هر گونه مخاصمه و خشونت براي توسعه عدالت و برابري انسان ها...».






در سال 1997، مسئولان شهر Rijeka واقع در شمال كشور كرواسی، مسابقهای را به منظور طراحی یك پل در مركز شهر، برای ارتباط مسير پياده واقع در غرب رودخانه با پارك شرقی، برگزار نمودند. شركتكنندگان در مسابقه میبایست یك عنصر یادمانی نیز بر روی پل یا كنار آن طراحی میكردند. در واقع این پل ـ یادمان، یادمانی بود برای سربازان كرواتی كه در جنگهای داخلی دهه 1990 كشته شده¬ بودند.

بعد از داوری آثار، طرح ارائه شده از طرف گروه معماری 3LHD از شهر زاگرب، به عنوان طرح برگزیده مسابقه معرفی شد. گروه 3LHD در سال 1994 توسط Silvije Novak, Marko Dabrovic, Saša Begovic, Tanja Grozdanic كه همگی فارغالتحصیل دانشگاه زاگرب هستند، شكل گرفته است. این گروه تاكنون جوایز متعددی در زمینه طراحی، معماری و معماری منظر كسب نمودهاند.

ایده اصلی طرح گروه 3LHD، دادن شخصیتی یادمانی به یك فرم عملكردی بود. در اين طرح، پل (به طول 47 متر و عرض 4/5 متر) با یك حركت افقی از یك سمت رودخانه شروع میشود و با عبور از روی رودخانه (7/35 متر از طول پل بر روی رودخانه قرار میگیرد)، در سمت دیگر رودخانه با یك عنصر عمودی یادمانی (به ارتفاع 9 متر) پایان مییابد. اعضاء گروه طراحی اعتقاد داشتند كه با تاكید بر روی این ایده كه پل یك یادمان است، فضایی عمومی تعریف میشود كه ضمن برخورداری از جنبه كاملا عملكردی، همزمان از شخصیتی یادمانی نیز برخوردار است.

طرح مینیمال پل ـ یادمان، نتیجه ارائه یك ایده خلاقانه (معمارانه و مهندسی) از طرف گروه 3LHD بود. در واقع رویكرد آنها در این پروژه در سه لایه معرفی میشود:
1. طراحی یك پل كمعرض تا جایی كه به لحاظ عملكردی پاسخگو باشد.
2. استفاده از مصالح متجانس در ساخت پل (عنصر افقی) و ستونهای یادمانی (عنصر عمودی)
3. طراحی روشنایی خاص با تاكيد بر فرم پل، بصورتی كه منبع نور قابل دیدن نباشد. نورهای پیوسته (seamless) بر روی پل و امتداد آنها در فضای مابین عناصر عمودی یادمانی، شبهنگام جلوه خاصی به پل میبخشند.

در کل، پل یادمان در نوع خود یك اثر خاص به شمار میآید، اثری كه در عين ظاهری سادهگرایانه، از تاثیر بصری چشمگیری برخوردار است. گروه3LHD با طراحی یك پل نمادین L شكل كه امكان تجربههای فضایی به یادماندنی را فراهم میكند، هویت ویژهای به این بخش شهر بخشیدهاند. این پل در سال 2002، جایزه بهترین پروژه معماری ساختهشده كشور كرواسی در سال 2001 را نصیب خود كرده است.

استونهنج از دو دايرهسنگي متحدالمركز تشكيل شده است كه ارتفاع سنگهاي دايره دروني آن به 6 متر و وزنشان به حدود 50 تن ميرسد. به عقيده كارشناسان، استونهنج در چند مرحله و در يك بازة زماني هزارساله، از 3 هزار تا 2 هزار سال پيش از ميلاد مسيح، ساخته شده است.

ساخت استونهنج در زمان خود يك شاهكار مهندسي و مستلزم انگيزه، وقت و نيروي انساني بالايي بوده است. با اين حال تا امروز دليل ساخت استونهنج روشن نشده است، هر چند تئوريهاي زيادي در مورد كاربرد و دليل ساخت اين دواير سنگي وجود دارد كه هنوز هيچ يك از آنها به يقين ثابت نشدهاند.
دايره بيروني استونهنج كه قطر آن به 115 متر ميرسيد، از سنگهاي نسبتاً كوچكتري ساخته شده است و دو شكاف كه به عنوان ورودي عمل ميكردهاند، در شمال شرقي و جنوب آن قرار دارد. در قرن هفدهم، جان اوبري، باستانشناس انگليسي در لبة دروني اين دايره، 56 گودال كشف كرد كه به نام خود او مشهور شدند. بر اساس يك نظريه، اين گودالها احتمالاً روزي الوارهايي را به صورت ايستاده در خود جاي داده بودند، اما تاكنون هيچ مدركي كه اين فرضيه را تأييد كند به دست نيامده است.
دايره دروني استونهنج در حدود هزار سال بعد ساخته شده است. در اين زمان حدود 74 تخته سنگ عظيم كه وزن بعضي از آنها به 50 تن ميرسيد، از كوههاي مارلبرو داون در فاصله 30 كيلومتري شمال استونهنج به اين محل آورده شدند. از اين تعداد 30 تخته سنگ دايرة دروني به قطر سيمتر را تشكيل ميدهند، 29 تخته سنگ به صورت افقي روي اين تختهسنگهاي ايستاده قرار گرفتند و 15 تختهسنگ آخر هم كه از بقيه سنگها عظيمتر هستند، به شكل يك نعل اسب درون اين دايرة دوم قرار گرفتند.

مطالعات كارشناسي كه به تازگي صورت گرفته نشان ميدهد براي انتقال اين سنگهاي 50 تني از مارلبرو داون به محل فعليشان، بايد لااقل 600 مرد قويهيكل در عمليات انتقال اين سنگها شركت ميكردند.
در طول سالهاي گذشته، ساخت اين بناي سنگي عظيم به اقوام مختلفي نسبت داده شده است، اما قوم سازنده استونهنج تا امروز هنوز مشخص نشده است. بر اساس پرطرفدارترين نظريه، ساخت استونهنج توسط اقوام نوسنگي در حدود 5 هزار سال پيش آغاز شد و بعدها توسط قوم ديگري كه به تازگي شكوفا شده بود، ادامه يافت. برخي كارشناسان احتمال ميدهند اين قوم دوم كه به قوم بيكر مشهور شدهاند، از قسمت قارهاي اروپا به انگلستان آمده باشند، اما تاكنون هيچ مدركي كه اين نظريه را تأييد كند به دست نيامده است.

استونهنج و ستارهشناسي در جهان باستان
نخستين مطالعات علمي در استونهنج در سال 1740 ميلادي توسط ويليام استاكرلي صورت گرفت. استاكرلي نخستين نقشه دقيق از استونهنج را تهيه كرد و با مطالعه اين نقشه متوجه ارتباط احتمالي اين بنا حركت خورشيد و ستارگان شد.
استونهنج در جهت شمالشرقي ـ جنوبغربي ساخته شده است و احتمالاً سازندگان آن هنگام ساخت آن قصد پيشبيني نقاط اعتدال بهاري و پاييزي (زماني كه طول روز شب با يكديگر يكسان ميشود) و نقاط انقلاب تابستاني و زمستاني (بلندترين روز و بلندترين شب سال) را داشتهاند.
بنا بر مطالعات انجام شده در استونهنج، در نقطه انقلاب تابستاني، يعني روز 21 ژوئن، خورشيد از شماليترين بخش دايره بيروني طلوع ميكند و نخستين اشعههاي آن درست از ميان نعل اسب دروني رد ميشود. به گفته كارشناسان، بسيار بعيد است كه چنين چيزي صرفاً بر اثر تصادف به وجود آمده باشد.
اما داغترين بحث و جدلهاي علمي پس از چاپ كتاب رمزگشايي از استونهنج، نوشته جرالد هاوكينز، ستارهشناس انگليسي در سال 1963 درگرفت. هاوكينز در كتاب خود بر ارتباط استونهنج با حركت ستارگان و نقاط اعتدالين و انقلابين تأكيد كرد و گفت كه از استونهنج در دوران باستان براي پيشبيني كسوف و خسوف خورشيد و ماه استفاده ميشده است. اما اين نظريه در سالهاي اخير و از سوي باستانشناسان و كارشناساني چون ريچارد اتكينسن رد شده است.
نخستين حفاريهاي باستانشناسي در استونهنج
نخستين حفاريهاي علمي در استونهنج در اواخر قرن هجدهم ميلادي توسط ويليام كانينگتن و ريچارد كالتهور صورت گرفت. در سال 1798 گودال زير يكي از تختهسنگهاي دايره دروني را كه سقوط كرده بود مورد مطالعه قرار داد و در سال 1810، با بررسي يكي از تختهسنگها متوجه شدند كه اين تختهسنگ در ابتدا ايستاده بوده است و در سالهاي اخير سقوط كرده است.
در حدود سال 1840، چارلز داروين، دانشمند مشهور، از خانواده آنتروبوس كه آن زمان مالكيت استونهنج را در اختيار داشت اجازه گرفت تا براي بررسي تئوري خود در زمينه نقش كرمهاي خاكي در تخريب محوطههاي باستاني در استونهنج به حفاريهاي محدودي دست بزند.
در شب تحويل سال 1900 ميلادي، يكي ديگر از تختهسنگهاي عظيم دايره دروني افتاد و خانواده آنتوبوس، يك مهندس معدن به نام ويليام گاولند را مأمور كردند تا اين تختهسنگ را به حالت اولش برگرداند. گاولند به رغم آن كه هيچ تجربهاي در زمينه باستانشناسي نداشت، در طول حفاريهاي خود يكي از دقيقترين و جامعترين گزارشهاي مربوط به عمليات صورت گرفته در استونهنج را تهيه كرد.
اما بزرگترين حفاري باستانشناسي در استونهنج پس از انتقال مالكيت اين محوطه باستاني به دولت انگلستان، در سال 1919 و توسط ويليام هاولي و دستيارش رابرت نيوال صورت گرفت. بزرگترين نتيجه حفاريهاي هاولي و نيوال كه تا سال 1926 به طول انجاميد، روشن شدن اين نكته بود كه استونهنج بر خلاف آن چه تا آن زمان تصور ميشد در چند مرحله و در طول يك بازه زماني طولاني ساخته شده است.
تحقيقات ريچارد اتكينسن، استوارت پيگات و ماركوس استون كه در دهه 1950 ميلادي و تحت نظر انجمن عتيقهشناسان انگلستان صورت گرفت، زمانبندي نسبتاً دقيق مراحل مختلف ساخت استونهنج را كه تا امروز نيز معتبر باقي مانده است، آشكار كرد.
استونهنج در دوران معاصر
استونهنج امروز يكي از بزرگترين جاذبههاي فرهنگي و توريستي كشور انگلستان است، به طوري كه سالانه نزديك به يك ميليون توريست انگليسي و خارجي از اين محوطه باستاني ديدن ميكنند.
در سالهاي اخير، عبور اتوبانA303 از نزديكي استونهنج و ترافيك سنگين اين اتوبان، باعث به خطر افتادن تماميت و منظر استثنايي اين محوطه در ميان دشت سالزبري شده است. در حال حاضر، بنياد ميراث انگلستان مشغول مطالعه طرحهايي در مورد عبور جاده از يك تونل زيرزميني و ساخت يك مركز توريستي در مجاورت استونهنج است كه هنوز هيچكدام از اين طرحها قطعي نشدهاند.
در عين حال بررسيهاي علمي در مورد استونهنج نيز ادامه دارد و هر روز فرضيات جديدي درباره چگونگي و علت ساخت اين بناي سنگي منحصر به فرد مطرح ميشود. با اين وجود هنوز هيچ يك از اين تئوريها نتوانستهاند توضيحي قانعكننده و همهجانبه در مورد استونهنج فراهم كنند و به اين ترتيب راز اين محوطه باستاني 5 هزارساله تا امروز سر به مهر باقي مانده است.
به ساختمان يا سازهي مرتفع، بلندمرتبه (Hi-Rise) گفته مي شود. به طور معمول واژه بلندمرتبه با واژه ای ديگر مانند مسکوني يا اداري همراه است. بلندمرتبه ساختن به لطف اختراع آسانسور و مصالح ساختماني ارزان قيمت امکان یافته است.
بتن مسلح و فولاد مصالحي هستند که براي ساختار ساختمانهاي بلند استفاده ميشود. سازه ي بيشتر آسمانخراش هاي سبک آمريکايي از فولاد است، نیز سازه ي بيشتر برجهاي مسکوني غير بتوني است.
با آنکه تعريف بلندمرتبه چندان مهم نيست، منابع گوناگوني سعي در تعريف آن کرده اند:
¡ کنفرانس بين المللي ايمني در آتش در ساختمان هاي بلندمرتبه چنين گفته است: هر سازه اي که ارتفاعش بتواند به طور جدي در کار تخليه مردم از آن موثر باشد.
¡ فرهنگ جديد انگليسي کوتاه آکسفورد ميگويد: ساختماني که طبقات بسيار داشته باشد.
¡ قوانين عمومي ماساچوست بلندمرتبه را هرچيزي بيش از هفتاد فوت (23 متر) ميدانند.
¡ اکثر مهندسان ساختمان، بازرسان، معماران و متخصصان مشابه بلندمرتبه را بيش از 75 فوت (25 متر) تعريف ميکنند.
سازه هاي بلند، مهندسان سازه و ژئوتکنيک را با چالشهایي اساسي مواجه مي کند، به ويژه اگر اين طرح ها در مناطق زلزله خيز يا بر بسترهاي پرخطر مانند خاکهاي کم تراکم و سست باشند. طرح این ساختمانهای بلندمرتبه مشکلات مشخصي مانند اينها را هم دارد: سيستم هاي تاسیسات مانند لوله کشي هاي عمودي، سيستم هاي گرما-سرما-تهويه (HVVVAC)، سيستمهاي خاموش کننده آتش، و مسایلی مانند راه پله و آسانسورهاي نجات.
اين يک مثال واقعي از يک نمونه کار آتش نشانان است: در ايالت کنتاکي بر اساس گزارش مشاهده دود در يک ساختمان يک هتل بلندمرتبه، گردان هاي آتش نشاني گسيل شدند. آنان در جستجوي منبع آتش دود را در کريدور و نه در اتاق ها يافتند. اين نکته نظر آنان را به سوي سيستمهاي تاسيساتي و در نتيجه در کار نبودن خطر واقعي راهنمايي کرد.
منبع: فرهنگ ويکي پديا
|
|
|
|
|
|

مركز هنرهای نمایشی چهارفصل تورنتوی كانادا (Four Seasons Centre for the Performing Arts) كه به منظور فراهم آوردن مكانی برای اجراهای گروه اپرای كانادا (COC) و گروه باله ملی كانادا (National Ballet of Canada)، توسط معماران Diamond and Schmitt طراحی شده است، در تابستان سال 2006 افتتاح شد.

این مركز كه در یكی از پرتراكمترین تقاطعهای این شهر، یعنی تقاطع خیابانهای Queen و دانشگاه، قرار گرفته است، به صورت یك مكعب، با سالن اصلی به گنجایش 2000 صندلی در هسته مركزی آن (البته با ساختاری مجزا)، طراحی شده است كه نمای اصلی آن، یعنی نمای رو به خیابان دانشگاه، نمایی شیشهای به ارتفاع 5 طبقه میباشد.

طراحان مجموعه اعتقاد داشتند كه بهترین رویکرد برای طراحی یك ساختمان اپرا كه در چنین بافتی قرار میگیرد، خلق موقعیتی متضاد با بافت، ضمن حفظ هویت آن است، به این معنی كه ساختمان اپرا در عین حال كه هستهای از سكوت را در خود جای داده است، میبایست شفاف و صمیمی نیز باشد. در واقع نمای شفاف مجموعه ضمن برقراری ارتباط بصری بین داخل و خارج مجموعه كه همراه با دیدی عالی نسبت به شهر و برعكس میباشد، سبب شده تا فضای داخلی در این قسمت، علاوه بر عملكرد خود به عنوان سرسرای اصلی، در مقام یك فضای شهری (City Room) برای حضور شهروندان نیز عمل کند و به مكان گفتوگوهای پیش از اجرا و فضایی برای اجرای كنسرتهای غیررسمی تبدیل شود. برای تقویت این امر، پیادهرو مقابل این نما به سمت ورودی اصلی عریضتر طراحی شده است. همچنین طراحان با قراردادن گیشههای فروش بلیت و فضاهای خردهفروشی در خیابان كوئین، باعث افزایش سرزندگی این تقاطع و حضور بسیار شهروندان در آن شدهاند.

در خصوص طراحی فضاهای داخلی و سالن اصلی مجموعه، نکته جالبتوجه این است که با توجه به اینكه در هنرهای نمایشی، تمایل نمایشگران به برقراری ارتباط با تماشاگران، از اولویتهای مهم و اصلی اجرا میباشد، از اینرو طراحان این پروژه با طراحی سالن این مجموعه به صورت نعلاسبی در 5 طبقه، با سه صحنه و یك گودال اركسترا (Orchestra Pit)، سعی در تقویت این ارتباط داشتهاند. در واقع میتوان گفت كه فرم این سالن اقتباسی از فرمهای نعلاسبیشكل تئاترهای كلاسیك است كه یادآور سالنهای سنتی اپرا در اروپا میباشد. نبود قاب در صحنه و طراحی تنها یك پیشصحنه، امكان ارتباط نزدیك تماشاگران با نمایشگران و داشتن دیدهای واضح نسبت به صحنه را فراهم میكند.
آنچه در كنار عظمت فضای داخلی سالن اپرا و فرم آن بیشتر خودنمایی میكند، نوع طراحی پوشش سقف و استفاده از تجهیزات صوتی و نورپردازی منحصربفردی است كه هم در اجرای اپرا و هم در اجرای باله از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ پوشش سقف سالن به صورت لایههای معلقی میباشد كه علاوه بر تأمین بهترین شرایط آكوستیكی برای سالن و تقویت و انعكاس صوت در آن، امكان مخفی نمودن تجهیزات نورپردازی را نیز فراهم میكند.


بعد از عبور از زیر خطآهن Bonn-Mainz، بازدیدکنندگان از پلکانی تاریخی به قسمت نمایشهای ویژه، بالا میروند؛ راهرویی زیرزمینی به آسانسور 130 فوتی برج منتهی میشود.
در پاگرد بالایی یک پل کوتاه به مجموعه متصل میشود، که بر روی دو طبقه واقع است؛ هنگامیکه گالری پایینی مقدار معینی از روشنایی جانبی را دریافت میکند، گالری فوقانی بطور کامل از طریق بالا روشن میشود.
پیکره اصلی ساختمان، به مجموعهای از صفحات لایهای در جهت شرق تقسیم میشود، که بوسیله روکشهای فلزی که توسط دریچههای شیشهای و کرکرهای تزیین شدهاند، پوشیده شده است و تعدادی از ایوانهای طرهای چشمانداز وسیعی از راین را به نمایش میگذارند.

در ضلع شمالی مجموعه بهم پیوسته بیرونی شامل بوستان مجسمهسازی واقع است؛ این چشمانداز ساده به منظور بهبود فضای طبیعی مکان طراحی شدهاست.
موزه Hans Arp به منظور ایجاد یک مجموعه بینظیر توسط بنیاد Hans Arp و Sophie Taeuber-Arp شکل گرفته، با همکاری جمعی از اعضای این دو گروه، موزه شامل تنوع وسیعی از اشیای هنری شامل مجسمهسازی، طراحی، نقاشی و منسوجات است؛ مساحت آن 3400 مترمربع بوده، طی سال 2007 تکمیل خواهد شد.
با عرض سلام به بلندي بيل و به محکمي کلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي کمچه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار به لطافت معمار به شجاعت صاحب کتر به رشادت مهندس به صلابت جوشکار به محبت صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توي بيکار ....
پروژههای دانشجویی معماری
Architectural Education
Projects of Architecture’s Students
þ طراحی دست آزاد
þ استاد راهنما: Joanna Nash
þ مدرسه معماری دانشگاه McGill، پاییز 2005
A studio course in observation sketching from live models (male/female, clothed and nude). Focused visual discipline promotes an understanding of: shape (positive/negative forms); volume (modeling with light/dark); and design (spatial organization). Students work with black and white water-soluble materials. Two hour course, practice in sketchbooks and atelier-libre.

Vuk Krcmar-Grkavac

Christine Djerrahian

Katie Zaborski

Ksenia Eic

Elvire Thouvenot-Nitzan
جعفر بزاز
مركز هنری بوستن (BCA)، به عنوان یكی از مراكز منحصربفرد هنری در آمريكا، همواره ميزبان رویدادها، نمایشگاهها و اجراهای مختلف در رشتههای گوناگون هنری میباشد. این مركز كه در مجاورت منطقه تاریخی جنوب بوستن قرار گرفته، 4 سالن تئاتر، بیش از 50 استودیو هنری، یك گالری، یك كلوپ جاز (jazz club)، یك مدرسه موسیقی، یك فضای نمایشگاهی و همچنین تعدادی رستوران، مغازه و فضاهای مسكونی را در خود جای داده است.
از آنجایی كه تقریبا تمام فعالیتهای هنری این مركز در فضای داخل ساختمانها انجام میگيرد، مدیران مركز به منظور افزایش ارتباط و تعامل میان هنرمندان و مردم، سعی در انتقال هیجان فضاهای داخلی به فضای بیرون مقابل ساختمانها دارند. از اينرو با دعوت از معماران مختلف، مسابقهای را با عنوان "inside::out" در راستای اين هدف برگزار نمودند تا ضمن بهینه كردن فضای مقابل ساختمانهای مركز، سبب گسترش و غنیتر شدن ارتباطات هنری در لنداسكیپ و فضای مقابل مركز نيز شوند.
در واقع این مسابقه چالشی خلاقانه برای طراحان بود تا با بهرهگیری از قدرت خلاقه خود در طراحی معماری، شهری، لنداسكیپ، گرافیك و نورپردازی، هیجان و انرژی فعالیتهای داخل مركز را به بهترین شیوه به بیرون منتقل نمایند.
مرحله اول این مسابقه روز ششم ژوئن 2006 برگزار شد كه طی آن هیات داوران مرحله اول متشكل از
ـ Edmund Barry Gaither؛ مدیر موزه مركز ملی هنرمندان آمریكایی ـ آفریقایی (Afro – American Artists)
ـ Gary Hilderbrand؛ نویسنده و منتقد معماری منظر و عضو جامعه معمار منظر آمریكا
ـ Ann McQueen؛ عضو ارشد بنیاد بوستن (Foundation Boston)
ـ Toshiko Mori؛ استاد معماری دپارتمان معماری هاروارد
ـ Peter Reed؛ از موزه هنر مدرن نیویورك
ـ Kairos Shen؛ مدیر برنامه ریزی اداره نوسازی بوستن
5 طرح را برای شركت در مرحله دوم (در ماه جولای 2006) و گزینش طرح نهایی، به ترتیب زیر انتخاب نمودند:
1ـ طرح Stephen Stimson Associates Landscape Architects

ایده اصلی این طرح، ایجاد یك فضای شهری به صورت یك تركیب پویا از بافت تاریخی و تركیبهای هنری معاصر است. در واقع این فضای شهری منعكسكننده فعالیتها و رویدادهایی است كه در مركز هنری بوستن اتفاق میافتند. هیات داوران كيفيت فضای ورودی و جذابیت مسیر عبوری طراحیشده در میان فضای عمومی مقابل ساختمان را از موارد گزینش این طرح اعلام نموده است.

2ـ طرح Patterhn, Eric R. Hoffman & Tony A. Patterson

ایده اصلی این طرح ایجاد یك سطح نرم (Softscape) با استفاده از تركیبهای چوب در كف پلازای طراحی شده است. از نظر طراحان حس راه رفتن بر روی یك بافت سبك (كف كاذب چوبی)، تجربهای متفاوت را برای حاضران در این فضا ایجاد خواهد نمود. فراهم آوردن یك فضای وسیع برای انواع فعالیتها و طراحی فضايی شهروندمدار از نكات مورد نظر در گزینش این طرح از سوی هیات داوران بوده است.

3ـ طرحRachel Broek از Rhode Island School of Design

این طرح با یك ایده كلی "The in-between"، به صورت طراحی سایبانی بر روی فضای پلازا و حتی بر روی پیادهرو مقابل ساختمانها شكل گرفته است. از موارد موثر در انتخاب این طرح میتوان به تفاوت آشكار ایده این طرح با سایر طرحهای ارائهشده و خلق یك صحنه شهری (Urban Stage) اشاره كرد.

4ـ طرح Daniel Cho از Rhode Island School of Design

مهمترین نكته مورد نظر در انتخاب این طرح استفاده از آب به عنوان یك عنصر مهم در طراحی بود كه در بقیه طرحهای ارائه شده، نادیده گرفته شده بود.

5ـ طرحAaron Dorf, Kirsten Hively, Rebecca Hutchinson, Adam Modesitt از Harvard Graduate School of Design

برخورد كانسپچوال طراحان با پروژه و ارائه یك طرح مفهومی از جمله نكات مورد نظر در انتخاب این طرح بود. البته بستن دید به نمای ساختمان قدیمی از موارد منفی ذكر شده از سوی هیات داوران در خصوص این پروژه بوده است.
