تبليغاتX
معماران

معماران

439758h831qlcl8s.gif497733de2j4y67s2.gif439758h831qlcl8s.gif497733de2j4y67s2.gif439758h831qlcl8s.gif497733de2j4y67s2.gif439758h831qlcl8s.gif497733de2j4y67s2.gif439758h831qlcl8s.gif497733de2j4y67s2.gif439758h831qlcl8s.gif

دختر و پسرهای معمار

2cdy0bt.gif10of8km.gif2cdy0bt.gif2cdy0bt.gif10of8km.gif2cdy0bt.gif

2w2j4si.jpgکلوب دختر و پسرهای معمار2w2j4si.jpg

6984_3606.gif

500818fohu7zoi07.gifبدو بیا تو این کلوب عضو شو که پر از مطلبه500818fohu7zoi07.gif

 

384925t0kax01e9c.gif      6984-b.jpg?2335123        384925t0kax01e9c.gif

500818fohu7zoi07.gifبیا اینجا مقالات و نوشته های خودت رو برای ما بفرست500818fohu7zoi07.gif

2w2j4si.jpgو از مقالات دیگران استفاده کن2w2j4si.jpg

384925t0kax01e9c.gifراستی هر هفته به نفرات برتر و فعالتر 200 کروب جایزه میدیم 384925t0kax01e9c.gif

6984_3606.gif

384925t0kax01e9c.gifحتما عضو شوید از دستتون میره ها384925t0kax01e9c.gif

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

سبک معماری:  معماری ارگانیک
منبع الهام:
  طبیعت
لغات کلیدی:
-  حداقل دخالت در محیط طبیعی
-  معماری بومی
-  رشد
-  گسترش از درون به برون
-  نمایش ماهیت مصالح
-  باغ شهر
ساختمان شاخص:  خانه آبشار

   خانه آبشار - فرانک لوید رایت


سبک معماری:  معماری مدرن و های تک
منبع الهام:
  تکنولوژی
لغات کلیدی:
-  عملکرد و کارایی
-  صنعت و ماشین
-  پیش ساختگی
-  استاندارد نمودن
-  توجه به آینده
-  علم، ریاضی و هندسه
-  تناسب و همگونی
-  منطق و خرد
-  هنر انتزاعی
-  سبک بین المللی
ساختمان شاخص:  ویلا ساوا – مرکز پمپیدو

  

   ویلا ساوا - لوکوربوزیه 
                
   مرکز پمپیدو - رنزو پیانو و ریچارد راجرز


سبک معماری:  معماری اکوتک
منبع الهام:  محیط زیست و تکنولوژی
لغات کلیدی:
-  حفظ محیط زیست
-  تکنولوژی پیشرفته
-  توجه به آینده
-  بازیافت
-  انرژی تجدید شونده
-  علم
-  سایبرنتیک
ساختمان شاخص:  دفاتر درآمد داخل سرزمین

   دفاتر درآمد داخل سرزمین - ریچارد راجرز


سبک معماری:  معماری پست مدرن
منبع الهام:  هویت انسان
لغات کلیدی:
-  فرهنگ
-  تاریخ
-  سنت
-  کثرت گرایی
-  التقاط
-  هنر مردمی
-  سبک محلی
ساختمان شاخص:  خانه مادر ونچوری

   خانه مادر ونچوری - رابرت ونچوری


سبک معماری:  معماری نئوکلاسیک
منبع الهام:  عصر کلاسیک
لغات کلیدی:
-  کمال
-  جاودانگی
-  نظم
-  تناسب
-  همگونی
-  خرد و منطق
-  ریاضی و هندسه
-  هنر والا
ساختمان شاخص:  مجموعه کنار رودخانه ریچموند

   مجموعه کنار رودخانه ریچموند - کوینلن تری


سبک معماری:  معماری دیکانستراکشن
منبع الهام:  چند معنایی
لغات کلیدی:
-  کثرت گرایی
-  اکنونیت
-  ابهام
-  ایهام
-  ضد دوگانگی
-  نسبیت گرایی
-  عدم قطعیت
-  عدم وضوح
-  تزلزل
-  تناقض
ساختمان شاخص:  مرکز هنری و بصری وکسنر

   مرکز هنری و بصری وکسنر - پیتر آیزنمن


سبک معماری:  معماری فولدینگ
منبع الهام:  چند معنایی
لغات کلیدی:
-  کثرت گرایی
-  افقی گرایی
-  ریزوم
-  ضد دوگانگی
-  ضد مرکز گرایی
-  ضد سلسله مراتب
-  ضد خرد گرایی
-  ضد فراروایت
-  انعطاف پذیری
-  انتقال نرم
-  فرم ظعیف
ساختمان شاخص:  مرکز گردهمایی کلمبوس

   مرکز گردهمایی کلمبوس - پیتر آیزنمن


سبک معماری:  معماری پیدایش کیهانی
منبع الهام:  علم و فلسفه جدید
لغات کلیدی:
-  توجه به نشانه­های کیهانی
-  علم پیچیدگی
-  خود سازماندهی
-  مشابهت خودی
-  پرش
-  فراکتال
-  آشفتگی
-  منطق مخدوش
-  عدم قطعیت
-  گسترش غیر خطی
-  اثر پروانه
ساختمان شاخص:  موزه گوگنهایم در بیلبائو   

   موزه گوگنهایم بیلبائو - فرنک گری

منبع:  قبادیان، وحید. مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/10ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

 

به نام یگانه معمار هستی که جهان را در تعادلی پایدار آفرید

 

فراخوان مسابقه

 

مسابقه بهترین وبلاگ معماری

The Best Architecture Weblog Competition

 

امروزه وبلاگهای معماری با آن که بخش مهمی از جامعه رسانه معماری ایران و جهان را به خود اختصاص داده اند ، اما در       حوزه های پژوهشی ، آموزشی ، اجرایی و حرفه ای هنوز از اقتدار لازم بهره مند نیستند.

« مسابقه بهترین وبلاگ معماری » با هدف فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای تبادل نظر میان معماران و ارائه دیدگاه های مختلف و تحلیل و بررسی مشکلاتی که در رسیدن به جایگاه و شأن واقعی وبلاگهای معماری وجود دارد ، برگزار می شود. امید که این مسابقه در پیشرفت و ارتقا و کسب اقتدار وبلاگهای معماری و در نهایت در پیشبرد  رسانه معماری ایران و جهان موثر واقع شود.

 

محورهای مسابقه

 

1- مؤلفه های موضوعی در وبلاگ

2- خلاقیت در نوشته های وبلاگ

3-  مشارکت وبلاگ

4- فضاها و عناصر درون وبلاگ

5- نقش آموزشی و پژوهشی در وبلاگ

6-ارتباط صحیح وبلاگ با حرفه معماری

 

تقویم مسابقه

 

- مهلت ثبت نام در مسابقه تا 15 اسفند ماه 1386 می باشد

- از 15 اسفند ماه 1386 تا 15 فروردین ماه 1387 قسمت نظرسنجی فعال خواهد بود و در قسمت جداگانه داوران مسابقه نفرات اول تا سوم را اعلام خواهند کرد

- اعلام نتایج نظرسنجی 20 فروردین ماه 1387

 

جوایز مسابقه

 

نفر اول – 100 ساعت اینترنت روزانه + تقدیر نامه

نفردوم – 50 ساعت اینترنت روزانه + تقدیر نامه

نفر سوم – 50 ساعت اینترنت روزانه + تقدیر نامه

و تبلیغ در چندین سایت معماری پربیننده به مدت یک ماه

 

ارتباط با ما

 

www.memarbashi.blogsky.com

 

E-mail :  memari_mrm@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/06ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

اخبار همایش زنان معمار ایرانی

مهلت ارسال خلاصه مقاله به دبیرخانه همایش تا 20 مهرماه 1386 تمدید شد

شورای معاونان بنیاد علمی پژوهشی معماری و شهرسازی ایران در هشتمین نشست هفتگی خود در روز سه شنبه مورخ 3/7/1386 با توجه به گزارش کمیته علمی همایش زنان معمار ایرانی و بمنظور فراهم نمودن امکان حضور اعضای هیأت علمی دانشگاهها و دانشجویان رشته های معماری و شهرسازی و سایر علاقمندان به شرکت در همایش ، مهلت ارسال خلاصه مقالات را تا روز پنجشنبه مورخه 20/7/1386 تمدید نمود.

http://www.iwac.ir

بنیاد علمی ، پژوهشی معماری و شهرسازی ایران

بنیاد علمی ، پژوهشی  معماری و شهرسازی  ایران در  سال 1384 با عنوان ستاد  بزرگداشت  روز  معمار و هفته معماری فعالیت خود را آغاز نمود و در سال 1386 با تشکیل هیأت امناء و گسترش دامنه فعالیت خود عنوان بنیاد را برای خود برگزید. این بنیاد هم اکنون 70 عضو و کارمند دارد و با تعدادی از سازمانها مانند دانشگاه ها ، موسسات پژوهشی ، شرکت های تخصصی ، شهرداران و مدیران شهری و همچنین افراد متخصص و حرفه ای همکاری دارد . پژوهش ، آموزش و مشاوره در زمینه معماری و شهرسازی محور اصلی فعالیت های این سازمان به شمار می آید .

این بنیاد در سال 1385 در 50 دانشگاه و مرکز آموزش عالی کشور و در سال 1386  در بیش از 150 دانشگاه مرکز آموزش عالی و سازمان نظام مهندسی کشور مجموعه برنامه هایی ( نشست تخصصی یک روزه ، نمایشگاه و انتشار نشریه ) بمنظور پاسداشت مقام معمار و با هدف ارتقای دانش معماری و شهرسازی جامعه برگزار نموده است .

نزدیکترین  برنامه ی این بنیاد همایش زنان معمار ایرانی است که در ابان ماه برگزار میشود .

www.iwac.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/16ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

 

با نهایت تاثر و تاسف مصیبت درگذشت دانشمند فرزانه استاد گرانقدر

دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی

را به تمام اهل فرهنگ ، معماری ، علم و اندیشه

تسلیت عرض می نماییم

بزرگ بودی

         و در اوج رفتی

                آرامش ات را می ستایم

                                     همیشه بزرگ خواهی ماند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/01ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

وينيل

ـ قابليت برگشت به چرخه محيط

توليد وينيل يک فرايند توليد بسته اتوماتيک با تکنولوژي بالا است و تقريبا تمام ضايعات آن به چرخه توليد بازمي­گردد. مطالعات نشان داده است که توليدات وينيل تنها يک­درصد آلودگي کل ناشي از مصارف گاز و نفت را توليد مي­کنند و انرژي مصرف شده براي توليد وينيل سه برابر کمتر از انرژي مصرف شده براي توليدات آلومينيومي است. همچنين مطالعاتي که توسط Principia Partners انجام گرفته است، نشان مي­دهد که بيش از 98 درصد وينيل موجود مي­تواند به چرخه توليد بازگردد.

ـ مقاومت و دوام

وينيل در مقايسه با ساير مواد به­کار رفته در ساختمان­سازي دوام قابل قبولي دارد. يک مثال ساده در اين مورد، پوشش­هاي بام وينيلي مي­باشد. اين پوشش­هاي تک­لايه وينيلي، بيش از 30 سال عمر مي­کنند. وينيل بهترين انتخاب براي پوشش­ کف­ها و پوشاندن ديوارهاست، به­خصوص در محل­هاي پر رفت­وآمدي همچون مراکز بهداشتي. انتخاب لوله­هاي PVC براي مواردي که لوله­ها زير خاک قرار مي­گيرند بسيار به­صرفه است، چرا که بدون هرگونه نيازي به نوسازي، بدون ترک خوردن و زنگ زدن عمر مي­کنند.

ـ صرفه­جويي در انرژي

باتوجه به هدردهي انرژي کمتري که وينيل نسبت به ساير مواد مشابه دارد، از­ اين رو بيشترين مصرف را در زمينه ساخت درب و پنجره داشته است.

ـ مقاومت در برابر آتش­سوزي

معمولا استفاده از محصولات ساختماني وينيل کمترين درصد ريسک را در بر دارد. وينيل نسبت به ساير مواد از مقاومت فوق­العاده بيشتري در برابر آتش دارد.

 

 سيستم­هاي جديد ساختماني توليد شده از وينيل

ترکيبات جديدي که از وينيل به­دست مي­آيند، امکان عرضه سازه­هاي جديدي را مي­دهد که مي­توانند جاي فلز و چوب را در بسياري موارد بگيرند. Royal Building Systems يکي از اين نوع سيستم­هاي سازه­اي جديد است که از پيوند وينيل­هاي توخالي توليد مي­شود. داخل آن را با بتن پرنموده­ و به عنوان ديوار آماده عرضه مي­شود. اين سيستم، قابليت آن را دارد كه انجام هرگونه عمليات اجرايي در سطح آن انجام­پذير باشد. اين سيستم در تمام دنيا، براي ساخت خانه­هاي يک يا دو خانواري، ساختمان­هاي اداري، صنعتي و تجاري به کار مي­رود. مزايايي که اين سيستم دارد، باعث مي­شود که بتواند در کشورهايي که تغييرات دماي آنها در طي سال زياد است و در معرض آسيب­هاي طبيعي مثل زمين­لرزه، تندباد و سيلاب قرار دارند، بسيار مفيد واقع شود. ديوارهاي به­کار رفته در اين سيستم، علاوه بر دارا بودن خاصيت­هاي وينيل، در برابر موريانه نيز مقاومند.

امروزه، توليد محصولات متنوع­تر تشکيل يافته از وينيل و کاربردهاي تازه و مختلف آنها، امكان انتخاب و گزينش­ بسياري را در اختيار معماران و طراحان قرار مي­دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/09ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

1- معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه )
معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه) يکي از زيباترين بناهاي ايام گذشته بود . اين بنا با داشتن 100 ستون مرمري زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر مي رسد يکي از عجايب هفتگانه به حساب مي آيد . اين معبد فضايي را در بر مي گرفت که تقريبا چندين برابر وسعت آکروپليس در آتن بود . ميتوان گفت که معبد آرتميس صعود و سقوطهاي بسياري را در طي قرنها پشت سر گذاشت . اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در550 سال پيش از ميلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتري باز سازي شد . اين بنا براي دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدي توسط فردي بنام هروستراتوس که براي به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه هاي بي نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از ميلاد براي هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين معبد باقي ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت.

2- مجسمه زئوس
تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل مسابقات برسانند.
مجسمه زئوس خداي يونان در المپيا يکي از عظيم ترين مجسمه هاي جهان است . اين اثر در 450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه ساز معروفي بنام فيدياس ساخته شد اين هنرمند همان کسي بود که مجسمه خداي آتنا را هم براي معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن اين مجسمه را از عاج فيل و ردا و موها و ريشش را از طلا ساخته بودند . اين اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس برخورد مي کرد . فيدياس با اين کار مي خواست اقتدار و نيرومندي زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر مي رسيد قرار داشت . 72 ستون خارجي اين معبد که به سبک معماري قديم يونان بودند اين معبد را داراي معماري خيره کننده اي کرده بودند . سنگفرش آن نيز با مجسمه هاي بي نظيري تزيين گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در اين معبد قرار داشت تا هنگاميکه بعضي از يونانيها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته اين زياد طول نکشيد چرا که محل جديد نيز در آتش سوخت و اين مجسمه براي هميشه از بين رفت.
 

3- مقبره هاليکارناسوس در ترکيه
مقبره هاليکارناسوس در 4 قرن قبل از ميلاد نه تنها بسيار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زيبايي با ستونها و مجسمه ها تزيين شده بود . سقف اين مقبره با مجسمه هايي از اسبها تزيين شده بود اسبهايي که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتميسيا را مي کشيدند . ارتفاع اين مقبره مرمري به اندازه يک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژيکي دامنه کوه درست مشرف به هاليکارناسوس و خليج آن بود . ملکه آرتميسيا فرمان ساخت اين مقبره را در هاليکارناسوس براي همسرش در 353 سال قبل از ميلاد صادر کرد . ملکه اين بنا را براي قدر داني از همسرش ساخت و به اين منظور بهترين هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ايالتي معمولي در بين امپراطوري هاي عظيم ايراني در 2300 سال پيش بود . ملکه آرتميسيا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هاليکارناسوس دفن شد . اين بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از ميلاد بر اثر زلزله فرو ريخت.

4- فانوس الکساندريا
فانوس الکساندريا يکي از بزرگترين شاهکارهاي روزگار باستان مي باشد . ارتفاع اين بنا حداقل به اندازه يک ساختمان 40 طبقه امروزي بود و براي 16 قرن پا بر جا بود . بر خلاف 6 عجايب ديگر، فانوس الکساندريا استفاده هاي عملي بسياري داشت . اين بنا به کشتيهاي دريا نوردي کمک مي کرد که اسکله ها را براحتي پيدا کنند و با ايمني کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه هاي خطرناک دقيقا در خارج از بندرها قرار داشتند . ارتش نيز از اين فانوس براي پيدا کردن کشتيهاي دشمنان استفاده مي کرد . اين بنا ظاهرا ساختار جامدي داشته است و براي 1600 سال باقي بوده است اما با وجود اين بر اثر طوفانهاي دريايي زمستان و زلزله هاي بسيار از بين رفته است . فانوس الکساندريا دو نوع برج ديده باني داشت که در نوک آن قرار داشتند . اين فانوس سه عنصر ساختماني داشت ، پايه مستطيل شکل ، قطعه مياني هشت وجهي ، و قسمت بالاي آن که استوانه اي شکل است و برجهاي ديده باني در آنجا قرار دارند.تقريبا ارتفاع اين سه قسمت به 110 تا 180 متر مي رسيد . بجز اهرام مصر فانوس الکساندريا بلندترين ساختمان جهان بود البته اين تا زمانيکه برج ايفل در 1889 ساخته شد.

5- مجسمه عظيم الجسه رودس در يونان
ارتفاع مجسمه عظيم الجسه رودس با پايه اش به اندازه يک ساختمان 15 طبقه امروزي است. اين مجسمه يک شاهکار برجسته معماري مي باشد که بر روي جزيره رودس در حدود 280 قبل از ميلاد ساخته شده است. هيچ کس به درستي نمي داند که اين مجسمه شبيه چه بوده و يا در کجا قرار داشته است. نظريه بسيار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روي ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوريکه کشتيها از بين پاهاي آن عبور مي کرده اند. البته اين فرضيه بسيار محتمل به نظر ميرسد. اين بنا مشکلات غير قابل حل در 3 قرن پيش از ميلاد را مطرح مي کند. همچنين تجارت در اين بندر در زمان احداث اين مجسمه داراي رکود شده و اين بندر از رونق اقتصادي افتاده است. اين مجسمه يکي از عجايب هفتگانه به شمار مي رود که براي مدت کوتاهي تقريبا 53 سال پا بر جا بوده است.

6- باغهاي معلق بابل در عراق
در عراق باغهاي معلق بابل يکي از بحث انگيزترين عجايب هفتگانه مي باشد چرا که هنوز برخي از باستان شناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلي و خرابه هاي بر جا مانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقياسي کمتر از آنچه تصور مي شود . در اين ميان سئوالي مطرح است که اين باغهاي معلق چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ اين سؤال مي توان گفت که موثق ترين سند حاکي از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که داراي شهرت مذهبي مي باشد اين بناي عجيب را براي خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از ميلاد ساخت چرا که همسرش از ديدن چشم انداز صحرا مانند بابيلون دچار دلتنگي براي محل زندگي اش شده بود. جايي که داراي کوهها و جنگلهاي سرسبزي بود به همين خاطر به دستور شاه تپه مصنوعي سبز و خرمي ساخته شد که داراي درختان و گلها و گياهان زيبايي بود . بعضي ها مي گويند که يک ملکه آشوري قدرتمند باغهاي معلق را براي تفريح و سرگرمي خودش ساخته است و افراد ديگري عقيده دارند که اين باغها به دستور يک شاه آشوري ساخته شده است.
 

7- اهرام مصر (هرم خوفو)
هرم خوفو بزرگترين هرم در بين اهرام مصر است ، اين بنا که قديمي ترين و بزرگترين بنا در بين عجايب هفتگانه مي باشد تنها بنايي است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است . اين هرم بلند ترين بناي ساخته شده دست بشر از 4400 سال پيش تا سال 1889 بود، زمانيکه برج ايفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمين شهري عظيم مي باشد . بيشتر سنگ هاي بکاررفته در اين بنا به بزرگي سنگهاي عظيمي هستند که بوسيله کاميون حمل مشوند . سطح خارجي زمختي که ما امروزه از اين هرم مي بينيم مقبره فرعوني بنام خوفو بوده که در آن زمان پوشيده شده از سنگهاي آهک صيقلي و زيبايي بوده است. فرمانروايان بعدي اين سنگهاي با ارزش را متعاقبا براي ساختن بناي خودشان مي دزديدند . اين عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلي اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو داراي سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که براي رد گم کردن دزدان هرم بوده است.
  
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

لرد نورمن فوستر (Norman Foster) معمار 70 ساله، تا به حال خالق آثاري جسورانه در مقياس جهاني، از برج پر سرو صداي خيار شوري (Gherkin) در لندن گرفته تا فرودگاه جديد پکن (بزرگترين محوطه ساختماني حال حاظر جهان)، بوده است؛ وي همچنين طراح بلند ترين برج جهان _ که هرگز ساخته نشد _ نيز هست.... اما هيچکدام از آثار گذشته فوستر قابل مقايسه با اثر اخير وي در پايتخت جديد قزاقستان نيستند...، شايد چون تا به حال چنين سفارش عظيمي به معمار کهنه کار داده نشده بود! البته حکايت «نور سلطان نظربايف»، کسي که به شدت عاشق مطرح شدن است، کاملا فرق دارد....

 

در اصل آنچه «نظربايف» را در موقعيت يک کارفرماي ثروتمند براي آثار منحصر بفرد قرار مي دهد، حجم وسيع توليد نفت، گاز و منابع معدني در سال هاي اخير توسط قزاقستان است؛ سرمايه گذاران از سراسر جهان در صدد جلب توجه نورسلطان و امضاي قرارداد هاي ميلياردي با وي هستند، جالب اينکه اپوزيسيون سياسي نيز در قزاقستان، چندان مخالفتي با آقاي رييس جمهور و فعاليت هاي عمراني بلند پروازانه او ندارد.
رييس جمهور خوش شانس نه تنها آنچه را که مي خواهد مي سازد و با پايتخت جديد خود «Astana» (پايتختي که در سال 1998 توسط معمارمعروف ژاپني کيشو کوروکاوا طراحي شد) جولان مي دهد، بلکه اميدوار است در دوره بعدي انتخابات نيز با بهره برداري از همين فعاليت هاي عمراني دوباره انتخاب شود.
آنچه رياست جمهوري قزاقستان از نورمن فوستر خواسته بود، مرکزي عظيم براي گفتگوي اديان در کنار سالن اپرايي قابل رقابت با بزرگترين سالن هاي جهان، يک موزه ملي فرهنگ، دانشگاهي براي مقوله تمدن و مرکزي براي تعاملات گروه هاي نژادي و جغرافيايي قزاقستان بود. تمام اين موارد قرار بود در هرم عظيمي که فوستر آن را ساخت جاسازي شود، هرمي با قاعده تقريبي يک هکتار و ارتفاعي بالغ بر 60 متر از سطح زمين....
ظاهرا قضيه بسيار جدي است؛ با ترکيب جمعيتي 50 درصد روس با مذهب ارتدوکس، 50 درصد مسلمان قزاق و نيز با افزايش اختلافات افراط گرايانه قومي، ميتوان به نظربايف براي آنچه در ذهن مي پرورد حق داد؛ از نظر بين المللي نيز وي در سپتامبر 2003 ميزبان کنگره رهبران مذهبي جهان بود و طبيعي است که بخواهد اين موضوع را به جرياني دائمي تبديل کند.
 


هرمي عظيم، ساخته شده از الگويي الماس گونه، ملبس به صفحات مجوف فولاد ضدزنگ و پلاک هاي سنگي خاکستري کم رنگ که در راس به تارکي انتزاعي از شيشه رنگي ختم مي شود؛ رنگ هايي ملهم از پرچم قزاقستان و عظمتي در خور خودنمايي يک ملت. قرار است 200 نماينده از مذاهب مطرح جهان هر 3 سال در قالب نشستي عظيم با همکاري شوراي امنيت سازمان ملل در اين محل گرد هم آيند، يک گردهمايي، درست در نقطه زيرين راس هرم لرد فوستر. فوستر خود در اين مورد مي گويد: «آنچه براي من اهميت داشت نمادينه کردن صلح بود....». يک مرکز تحقيقاتي براي مذاهب جهان با کتابخانه اي عظيم، طبقه تحتاني مرکز همايش ها را در بر مي گيرد.

براي مردم عادي نيز جنبه هاي نمايشي قضيه اگر بيشتر نباشد کمتر نيست؛ هرم که بر روي تپه اي دست ساز بنا شده،بسيار عظيم تر از آنچه هست، به چشم مي آيد. سالن اپراي 1500 نفره، مردم را به سوي خود فرا مي خواند و فاصله پايين ترين بخش اين تالار با راس هرم بالغ بر 80 متر است!
داستان زندگي اين يادمان ملي وقتي بسيار جالب توجه تر مي شود که وارد باغ معلق مرکزي شويم؛ نورپردازي تاثيرگزار و ترکيب فضاسازي سبز در داخل حجمي عظيم از ديوار هاي شفاف و مسيري زيگ زاگ با حرکتي رو به اوج، بهشتي اثيري را تداعي مي کند.
برنامه ريزي ساخت اين اثر آنچنان سريع بود که براي خود معمار نيز باور کردني نيست؛ شغل سابق نورسلطان نظربايف در زمان کمونيست ها به عنوان کارگر فولادسازي، بسيار به طراحي و ساخت هر چه سريع تر سازه فولادي بنا که حائز شرايطي خاص است، کمک کرد. سازه اي که با توجه به نوسان دما در پايتخت جديد از 40 درجه زير صفر تا 40 درجه بالاي صفر (آب و هواي عادي در استپ هاي آسياي مرکزي!)، بسيار حساس و تعيين کننده است.
فوستر شکل هرمي را براي نداشتن هيچ گونه تاثير منفي به لحاظ مذهبي انتخاب کرده است. وي که تا کنون تعداد زيادي سالن کنسرت، گالري هاي هنري و موزه طراحي کرده است، اهميت اين مرکز را بيش از همه تلقي مي کند؛ «اين مجموعه در اصل يک مرکز فرهنگي است، اما از آنجايي که قرار است ميزبان يک کنفرانس صلح متشکل از پيروان 18 مذهب جهاني باشد، ديگر مختصات آن بسيار فراتر از يک مرکز فرهنگي خواهد بود. مختصاتي به عظمت مذهب، صلح و همکاري جهاني...؛ نشانه اي در جهت ترک هر گونه مخاصمه و خشونت براي توسعه عدالت و برابري انسان ها...».

 
 

  

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

«پل بنایی است كه خصوصیات گسترده‌تری از محیط را آشكار می‌سازد. در واقع پل تنها دو ساحل از پیش بوده را به هم متصل نمی‌كند، بلكه پل مكانی را به حضور می‌آورد و چیزها در خلال ویژگی گردهم‌ آورندگی پل آشكار می‌شوند.» این تعبیری است كه هایدگر، فیلسوف مشهور آلمانی، از پل ارائه می‌كند.
در سال‌های اخیر، پل‌های بی‌شماری در نقاط مختلف اروپا طراحی و اجرا شده‌اند كه هر كدام جذابيت‌ها و ويژگی‌های خاص خود را دارند. پل یادمان (The Memorial Bridge) شهر Rijeka، واقع بر روی رودخانه Rijecina كه ارتباط دو بخش شرقی و غربی مركز تاریخی شهر را برقرار می‌¬كند، یكی از اين پل‌ها است كه در سال 2001 ساخته شده است.

memorial-bridge_01.jpg


در سال 1997، مسئولان شهر Rijeka واقع در شمال كشور كرواسی، مسابقه‌ای را به منظور طراحی یك پل در مركز شهر، برای ارتباط مسير پياده واقع در غرب رودخانه با پارك شرقی، برگزار نمودند. شركت‌كنندگان در مسابقه می‌بایست یك عنصر یادمانی نیز بر روی پل یا كنار آن طراحی می‌‌كردند. در واقع این پل ـ یادمان، یادمانی بود برای سربازان كرواتی كه در جنگ‌های داخلی دهه 1990 كشته شده‌¬ بودند.

memorial-bridge_02.jpg


بعد از داوری آثار، طرح ارائه شده از طرف گروه معماری 3LHD از شهر زاگرب، به عنوان طرح برگزیده مسابقه معرفی شد. گروه 3LHD در سال 1994 توسط Silvije Novak, Marko Dabrovic, Saša Begovic, Tanja Grozdanic كه همگی فارغ‌التحصیل دانشگاه زاگرب هستند، شكل گرفته است. این گروه تاكنون جوایز متعددی در زمینه طراحی، معماری و معماری منظر كسب نموده‌اند.

memorial-bridge_03.jpg


ایده اصلی طرح گروه 3LHD، دادن شخصیتی یادمانی به یك فرم عملكردی بود. در اين طرح، پل (به طول 47 متر و عرض 4/5 متر) با یك حركت افقی از یك سمت رودخانه شروع می‌شود و با عبور از روی رودخانه (7/35 متر از طول پل بر روی رودخانه قرار می‌گیرد)، در سمت دیگر رودخانه با یك عنصر عمودی یادمانی (به ارتفاع 9 متر) پایان می‌یابد. اعضاء گروه طراحی اعتقاد داشتند كه با تاكید بر روی این ایده كه پل یك یادمان است، فضایی عمومی تعریف می‌شود كه ضمن برخورداری از جنبه كاملا عملكردی، همزمان از شخصیتی یادمانی نیز برخوردار است.

memorial-bridge_04.jpg


طرح مینیمال پل ـ یادمان، نتیجه ارائه یك ایده خلاقانه‌ (معمارانه و مهندسی) از طرف گروه 3LHD بود. در واقع رویكرد آنها در این پروژه در سه لایه معرفی می‌شود:
1. طراحی یك پل كم‌عرض تا جایی كه به لحاظ عملكردی پاسخ‌گو باشد.
2. استفاده از مصالح متجانس در ساخت پل (عنصر افقی) و ستون‌های یادمانی (عنصر عمودی)
3. طراحی روشنایی خاص با تاكيد بر فرم پل، بصورتی كه منبع نور قابل دیدن نباشد. نورهای پیوسته (seamless) بر روی پل و امتداد آنها در فضای مابین عناصر عمودی یادمانی، شب‌هنگام جلوه خاصی به پل می‌بخشند.

memorial-bridge_05.jpg


در کل، پل یادمان در نوع خود یك اثر خاص به شمار می‌آید، اثری كه در عين ظاهری ساده‌گرایانه، از تاثیر بصری چشمگیری برخوردار است. گروه3LHD با طراحی یك پل نمادین L شكل كه امكان تجربه‌های فضایی به یادماندنی را فراهم می‌كند، هویت ویژه‌ای به این بخش شهر بخشیده‌اند. این پل در سال 2002، جایزه بهترین پروژه معماری ساخته‌شده كشور كرواسی در سال 2001 را نصیب خود كرده است.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

دواير سنگي استون‌هنج يكي از عجايب جهان باستان و از مشهورترين محوطه‌هاي باستاني امروز جهان است كه از سال 1986 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است. قدمت اين محوطه باستاني كه در دشت سالزبري در ويلت‌شاير انگلستان واقع شده است، به عصر نوسنگي و عصر مفرغ برمي‌گردد.


استون‌هنج از دو دايره‌سنگي متحد‌المركز تشكيل شده است كه ارتفاع سنگ‌هاي دايره دروني آن به 6 متر و وزن‌شان به حدود 50 تن مي‌رسد. به عقيده كارشناسان، استون‌هنج در چند مرحله و در يك بازة زماني هزارساله، از 3 هزار تا 2 هزار سال پيش از ميلاد مسيح، ساخته شده است.
 

 

ساخت استون‌هنج در زمان خود يك شاهكار مهندسي و مستلزم انگيزه، وقت و نيروي انساني بالايي بوده است. با اين حال تا امروز دليل ساخت استون‌هنج روشن نشده است، هر چند تئوري‌هاي زيادي در مورد كاربرد و دليل ساخت اين دواير سنگي وجود دارد كه هنوز هيچ يك از آن‌ها به يقين ثابت نشده‌اند.
دايره بيروني استون‌هنج كه قطر آن به 115 متر مي‌رسيد، از سنگ‌هاي نسبتاً كوچكتري ساخته شده است و دو شكاف كه به عنوان ورودي عمل مي‌كرده‌اند، در شمال شرقي و جنوب آن قرار دارد. در قرن هفدهم، جان اوبري، باستان‌شناس انگليسي در لبة دروني اين دايره، 56 گودال كشف كرد كه به نام خود او مشهور شدند. بر اساس يك نظريه، اين گودال‌ها احتمالاً روزي الوارهايي را به صورت ايستاده در خود جاي داده بودند، اما تاكنون هيچ مدركي كه اين فرضيه را تأييد كند به دست نيامده است.
دايره دروني استون‌هنج در حدود هزار سال بعد ساخته شده است. در اين زمان حدود 74 تخته سنگ عظيم كه وزن بعضي از آن‌ها به 50 تن مي‌رسيد، از كوه‌هاي مارلبرو داون در فاصله‌ 30 كيلومتري شمال استون‌هنج به اين محل آورده شدند. از اين تعداد 30 تخته سنگ دايرة دروني به قطر سي‌متر را تشكيل مي‌دهند، 29 تخته سنگ به صورت افقي روي اين تخته‌سنگ‌هاي ايستاده قرار گرفتند و 15 تخته‌سنگ آخر هم كه از بقيه سنگ‌ها عظيم‌تر هستند، به شكل يك نعل اسب درون اين دايرة دوم قرار گرفتند.
 

مطالعات كارشناسي كه به تازگي صورت گرفته نشان مي‌دهد براي انتقال اين سنگ‌هاي 50 تني از مارلبرو داون به محل فعلي‌شان، بايد لااقل 600 مرد قوي‌هيكل در عمليات انتقال اين سنگ‌ها شركت مي‌كردند.
در طول سال‌هاي گذشته، ساخت اين بناي سنگي عظيم به اقوام مختلفي نسبت داده شده است، اما قوم سازنده استون‌هنج تا امروز هنوز مشخص نشده است. بر اساس پرطرفدارترين نظريه، ساخت استون‌هنج توسط اقوام نوسنگي در حدود 5 هزار سال پيش آغاز شد و بعدها توسط قوم ديگري كه به تازگي شكوفا شده بود، ادامه يافت. برخي كارشناسان احتمال مي‌دهند اين قوم دوم كه به قوم بيكر مشهور شده‌اند، از قسمت قاره‌اي اروپا به انگلستان آمده باشند، اما تاكنون هيچ مدركي كه اين نظريه را تأييد كند به دست نيامده است.
 

استون‌هنج و ستاره‌شناسي در جهان باستان
نخستين مطالعات علمي در استون‌هنج در سال 1740 ميلادي توسط ويليام استاكرلي صورت گرفت. استاكرلي نخستين نقشه دقيق از استون‌هنج را تهيه كرد و با مطالعه اين نقشه متوجه ارتباط احتمالي اين بنا حركت خورشيد و ستارگان شد.
استون‌هنج در جهت شمال‌شرقي ـ جنوب‌غربي ساخته شده است و احتمالاً سازندگان آن هنگام ساخت آن قصد پيش‌بيني نقاط اعتدال بهاري و پاييزي (زماني كه طول روز شب با يكديگر يكسان مي‌شود) و نقاط انقلاب تابستاني و زمستاني (بلندترين روز و بلندترين شب سال) را داشته‌اند.
بنا بر مطالعات انجام شده در استون‌هنج، در نقطه انقلاب تابستاني، يعني روز 21 ژوئن، خورشيد از شمالي‌ترين بخش دايره بيروني طلوع مي‌كند و نخستين اشعه‌هاي آن درست از ميان نعل اسب دروني رد مي‌شود. به گفته كارشناسان، بسيار بعيد است كه چنين چيزي صرفاً بر اثر تصادف به وجود آمده باشد.
اما داغ‌ترين بحث و جدل‌هاي علمي پس از چاپ كتاب رمزگشايي از استون‌هنج، نوشته جرالد هاوكينز، ستاره‌شناس انگليسي در سال 1963 درگرفت. هاوكينز در كتاب خود بر ارتباط استون‌هنج با حركت ستارگان و نقاط اعتدالين و انقلابين تأكيد كرد و گفت كه از استون‌هنج در دوران باستان براي پيش‌بيني كسوف و خسوف خورشيد و ماه استفاده مي‌شده است. اما اين نظريه در سال‌هاي اخير و از سوي باستان‌شناسان و كارشناساني چون ريچارد اتكينسن رد شده است.

نخستين حفاري‌هاي باستان‌شناسي در استون‌هنج
نخستين حفاري‌هاي علمي در استون‌هنج در اواخر قرن هجدهم ميلادي توسط ويليام كانينگتن و ريچارد كالت‌هور صورت گرفت. در سال 1798 گودال زير يكي از تخته‌سنگ‌هاي دايره دروني را كه سقوط كرده بود مورد مطالعه قرار داد و در سال 1810، با بررسي يكي از تخته‌سنگ‌ها متوجه شدند كه اين تخته‌سنگ در ابتدا ايستاده بوده است و در سال‌هاي اخير سقوط كرده است.
در حدود سال 1840، چارلز داروين، دانشمند مشهور، از خانواده آنتروبوس كه آن زمان مالكيت استون‌هنج را در اختيار داشت اجازه گرفت تا براي بررسي تئوري خود در زمينه نقش كرم‌هاي خاكي در تخريب محوطه‌هاي باستاني در استون‌هنج به حفاري‌هاي محدودي دست بزند.
در شب تحويل سال 1900 ميلادي، يكي ديگر از تخته‌سنگ‌هاي عظيم دايره دروني افتاد و خانواده آنتوبوس، يك مهندس معدن به نام ويليام گاولند را مأمور كردند تا اين تخته‌سنگ را به حالت اولش برگرداند. گاولند به رغم آن كه هيچ تجربه‌اي در زمينه باستان‌شناسي نداشت، در طول حفاري‌هاي خود يكي از دقيق‌ترين و جامع‌ترين گزارش‌هاي مربوط به عمليات صورت گرفته در استون‌هنج را تهيه كرد.
اما بزرگترين حفاري باستان‌شناسي در استون‌هنج پس از انتقال مالكيت اين محوطه باستاني به دولت انگلستان، در سال 1919 و توسط ويليام هاولي و دستيارش رابرت نيوال صورت گرفت. بزرگ‌ترين نتيجه حفاري‌هاي هاولي و نيوال كه تا سال 1926 به طول انجاميد، روشن شدن اين نكته بود كه استون‌هنج بر خلاف آن چه تا آن زمان تصور مي‌شد در چند مرحله و در طول يك بازه زماني طولاني ساخته شده است.
تحقيقات ريچارد اتكينسن، استوارت پيگات و ماركوس استون كه در دهه 1950 ميلادي و تحت نظر انجمن عتيقه‌شناسان انگلستان صورت گرفت، زمان‌بندي نسبتاً دقيق مراحل مختلف ساخت استون‌هنج را كه تا امروز نيز معتبر باقي مانده است، آشكار كرد.

استون‌هنج در دوران معاصر
استون‌هنج امروز يكي از بزرگترين جاذبه‌هاي فرهنگي و توريستي كشور انگلستان است، به طوري كه سالانه نزديك به يك ميليون توريست انگليسي و خارجي از اين محوطه باستاني ديدن مي‌كنند.
در سال‌هاي اخير، عبور اتوبانA303 از نزديكي استون‌هنج و ترافيك سنگين اين اتوبان، باعث به خطر افتادن تماميت و منظر استثنايي اين محوطه در ميان دشت سالزبري شده است. در حال حاضر، بنياد ميراث انگلستان مشغول مطالعه طرح‌هايي در مورد عبور جاده از يك تونل زيرزميني و ساخت يك مركز توريستي در مجاورت استون‌هنج است كه هنوز هيچ‌كدام از اين طرح‌ها قطعي نشده‌اند.
در عين حال بررسي‌هاي علمي در مورد استون‌هنج نيز ادامه دارد و هر روز فرضيات جديدي درباره چگونگي و علت ساخت اين بناي سنگي منحصر به فرد مطرح مي‌شود. با اين وجود هنوز هيچ يك از اين تئوري‌ها نتوانسته‌اند توضيحي قانع‌كننده و همه‌جانبه در مورد استون‌هنج فراهم كنند و به اين ترتيب راز اين محوطه باستاني 5 هزارساله تا امروز سر به مهر باقي مانده است.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 6:40 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

به ساختمان يا سازه‌ي مرتفع،‌ بلندمرتبه (Hi-Rise) گفته مي شود. به طور معمول واژه بلندمرتبه با واژه ای ديگر مانند مسکوني يا اداري همراه است. بلندمرتبه ساختن به لطف اختراع آسانسور و مصالح ساختماني ارزان قيمت امکان یافته است.

بتن مسلح و فولاد مصالحي هستند که براي ساختار ساختمانهاي بلند استفاده ميشود. سازه ي بيشتر آسمانخراش هاي سبک آمريکايي از فولاد است، نیز سازه ي بيشتر برجهاي مسکوني غير بتوني است.

با آنکه تعريف بلندمرتبه چندان مهم نيست، منابع گوناگوني سعي در تعريف آن کرده اند:

¡     کنفرانس بين المللي ايمني در آتش در ساختمان هاي بلندمرتبه چنين گفته است: هر سازه اي که ارتفاعش بتواند به طور جدي در کار تخليه مردم از آن موثر باشد.

¡     فرهنگ جديد انگليسي کوتاه آکسفورد ميگويد: ساختماني که طبقات بسيار داشته باشد.

¡     قوانين عمومي ماساچوست بلندمرتبه را هرچيزي بيش از هفتاد فوت (23 متر) ميدانند.

¡     اکثر مهندسان ساختمان، بازرسان، معماران و متخصصان مشابه بلندمرتبه را بيش از 75 فوت (25 متر) تعريف ميکنند.

سازه هاي بلند، مهندسان سازه و ژئوتکنيک را با چالشهایي اساسي مواجه مي کند، به ويژه اگر اين طرح ها در مناطق زلزله خيز يا بر بسترهاي پرخطر مانند خاکهاي کم تراکم و سست باشند. طرح این ساختمانهای بلندمرتبه مشکلات مشخصي مانند اينها را هم دارد: سيستم هاي تاسیسات مانند لوله کشي هاي عمودي، سيستم هاي گرما-سرما-تهويه (HVVVAC)، سيستمهاي خاموش کننده آتش، و مسایلی مانند راه پله و آسانسورهاي نجات.

اين يک مثال واقعي از يک نمونه کار آتش نشانان است: در ايالت کنتاکي بر اساس گزارش مشاهده دود در يک ساختمان يک هتل بلندمرتبه، گردان هاي آتش نشاني گسيل شدند. آنان در جستجوي منبع آتش دود را در کريدور و نه در اتاق ها يافتند. اين نکته نظر آنان  را به سوي سيستمهاي تاسيساتي و در نتيجه در کار نبودن خطر واقعي راهنمايي کرد.

 

منبع: فرهنگ ويکي پديا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/12ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

208281.jpg

امروز برخلاف گذشته، ترتيب دادن ميز و صندلى براى صرف وعده هاى غذايى، ديگر اقدامى صرفاً دكوراسيونى و تشريفاتى به شمار نمى آيد؛ بلكه با توجه به توصيه هاى مكرر پزشكان ارتوپد مبنى بر نحوه نشستن صحيح و ايجاد بهترين شرايط براى ستون فقرات مفاصلى همچون زانو، اين كار از جمله ملزومات دكوراسيونى - كاربردى يك فضاى زندگى بوده و با سلامتى همه رابطه مستقيم دارد. البته در سيستم دكوراسيونى بسيارى از خانه هاى امروزى، براى تكميل سرويس مبلمان، ميز بزرگ و زيباى غذاخورى و تعداد صندلى مخصوص براى مهمانان وجود دارد ولى جالب آنكه در اغلب موارد نه تنها ميز و صندلى هاى ديگرى براى صرف وعده هاى غذايى افراد خانه بر روى آنها ترتيب داده نشده بلكه به جاى استفاده از ميز و صندلى غذاخورى موجود، حتى افراد مسن داراى ناراحتى هاى استخوانى هم بر روى زمين و در كنار سفره غذا مى  خورند.
حال آنكه با كاربرد ميز و صندلى براى اين منظور اگرچه شرط رعايت كردن قوانين نشستن صحيح و استاندارد بودن ميز و صندلى وجود دارد ولى لااقل بر روى مفاصل زانوها فشار وارد نشده و اين موضوع براى افرادى كه دچار مشكل زانو بوده و به خصوص كهنسالان از اهميت بسيارى برخوردار است. لذا براى مهيا كردن اين شرايط، بهترين كار قرار دادن يك ميز و چند صندلى در محيط آشپزخانه است ولى از آنجا كه اغلب آشپزخانه امروزى داراى محدوديت فضا بوده و اين امكان را ندارد، نزديك ترين محيط به آشپزخانه نيز مكان مناسبى است.
البته اين روزها با توجه به تغيير سيستم اكثر آشپزخانه ها از بسته به باز، معمولاً حتى در شرايط كوچك بودن فضاى داخل آشپزخانه سطح پيشخوان با نصب طبقه ديگرى رو به فضاى مجاور، به ميز غذاخورى افراد خانواده مبدل مى شود. لازم به ذكر است در خانه هايى كه به جهت كوچك بودن فضاى پذيرايى حتى الامكان قرار دادن ميز و صندلى غذاخورى براى مهمانان وجود ندارد، مى توان از همين سطح براى پذيرايى از مهمانان نيز استفاده كرد.
با تمام تفاسير ذكر شده اگر آشپزخانه خانه شما داراى سيستم بسته بوده و فضاى كافى براى قراردادن ميز و صندلى معمولى را نداشته و يا آنكه آشپزخانه سيستم باز شما (open) به صورتى است كه در آن پيشخوان مخصوص صرف غذا ترتيب داده نشده است، نااميد نشويد هنوز راهكارهاى ديگرى وجود دارد كه در زير به آنها مى پردازيم:
208284.jpg

- اگر در آشپزخانه كوچك تان فرورفتگى از سقف تا كف بلااستفاده اى وجود دارد و عمق و شرايط آن با تعداد اعضاى خانواده متناسب است، قسمت بالاى آن را به كابينت بندى و يا طبقه بندى مستقل اختصاص داده و در ارتفاع
+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/08ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

 

FSCPA_01.jpg


مركز هنرهای نمایشی چهارفصل تورنتوی كانادا (Four Seasons Centre for the Performing Arts) كه به ‌منظور فراهم آوردن مكانی برای اجراهای گروه اپرای كانادا (COC) و گروه باله ملی كانادا (National Ballet of Canada)، توسط معماران Diamond and Schmitt طراحی شده است، در تابستان سال 2006 افتتاح شد.

FSCPA_02.jpg


این مركز كه در یكی از پرتراكم‌ترین تقاطع‌های این شهر، یعنی تقاطع خیابان‌های Queen و دانشگاه، قرار گرفته است، به صورت یك مكعب، با سالن اصلی به گنجایش 2000 صندلی در هسته مركزی آن (البته با ساختاری مجزا)، طراحی شده است كه نمای اصلی آن، یعنی نمای رو به خیابان دانشگاه، نمایی شیشه‌ای به ارتفاع 5 طبقه می‌باشد.

FSCPA_03.jpg

طراحان مجموعه اعتقاد داشتند كه بهترین رویکرد برای طراحی یك ساختمان اپرا كه در چنین بافتی قرار می‌گیرد، خلق موقعیتی متضاد با بافت، ضمن حفظ هویت آن است، به این معنی كه ساختمان اپرا در عین حال كه هسته‌ای از سكوت را در خود جای داده است، می‌بایست شفاف و صمیمی نیز باشد. در واقع نمای شفاف مجموعه ضمن برقراری ارتباط بصری بین داخل و خارج مجموعه كه همراه با دیدی عالی نسبت به شهر و برعكس می‌باشد، سبب شده تا فضای داخلی در این قسمت، علاوه بر عملكرد خود به عنوان سرسرای اصلی، در مقام یك فضای شهری (City Room) برای حضور شهروندان نیز عمل کند و به مكان گفت‌وگوهای پیش از اجرا و فضایی برای اجرای كنسرت‌های غیررسمی تبدیل شود. برای تقویت این امر، پیاده‌رو مقابل این نما به سمت ورودی اصلی عریض‌تر طراحی شده است. همچنین طراحان با قراردادن گیشه‌های فروش بلیت و فضاهای خرده‌فروشی در خیابان كوئین، باعث افزایش سرزندگی این تقاطع و حضور بسیار شهروندان در آن شده‌اند.

FSCPA_04.jpg


در خصوص طراحی فضاهای داخلی و سالن اصلی مجموعه، نکته جالب‌توجه این است که با توجه به اینكه در هنرهای نمایشی، تمایل نمایشگران به برقراری ارتباط با تماشاگران، از اولویت‌های مهم و اصلی اجرا می‌باشد، از این‌رو طراحان این پروژه با طراحی سالن این مجموعه به صورت نعل‌اسبی در 5 طبقه، با سه صحنه و یك گودال اركسترا (Orchestra Pit)، سعی در تقویت این ارتباط داشته‌اند. در واقع می‌توان گفت كه فرم این سالن اقتباسی از فرم‌های نعل‌اسبی‌شكل تئاترهای كلاسیك است كه یادآور سالن‌های سنتی اپرا در اروپا می‌باشد. نبود قاب در صحنه و طراحی تنها یك پیش‌صحنه، امكان ارتباط نزدیك تماشاگران با نمایشگران و داشتن دیدهای واضح نسبت به صحنه را فراهم می‌كند.

آنچه در كنار عظمت فضای داخلی سالن اپرا و فرم آن بیشتر خودنمایی می‌كند، نوع طراحی پوشش سقف و استفاده از تجهیزات صوتی و نورپردازی منحصربفردی است كه هم در اجرای اپرا و هم در اجرای باله از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ پوشش سقف سالن به صورت لایه‌های معلقی می‌باشد كه علاوه بر تأمین بهترین شرایط آكوستیكی برای سالن و تقویت و انعكاس صوت در آن، امكان مخفی نمودن تجهیزات نورپردازی را نیز فراهم می‌كند.

FSCPA_06.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت 5:22 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

پیکره اصلی موزه Hans Arp، بر دیواره‌ای مستحکم از چوب، فراز رودخانه راین واقع شده، نمونه پیشین ایستگاه راه آهن Rolandseck درست پایین این موزه قرار گرفته‌است.
در تازه‌ترین نمای ظاهری آن، این مجموعه شامل موزه آرپ به‌علاوه یک گالری برای نمایش‌های ویژه بوده، که از طریق راهرویس زیرزمینی و آسانسور به موزه اصلی متصل است؛ این مسیر توسط زیرگذر به پایین‌دست ایستگاه ذکر شده توسعه یافته، سه بخش سالن انتظار، فروشگاه و رخت‌کن را شامل می‌شود.


بعد از عبور از زیر خط‌آهن Bonn-Mainz، بازدیدکنندگان از پلکانی تاریخی به قسمت نمایش‌های ویژه، بالا می‌روند؛ راهرویی زیرزمینی به آسانسور 130 فوتی برج منتهی می‌شود.
در پاگرد بالایی یک پل کوتاه به مجموعه متصل می‌شود، که بر روی دو طبقه واقع است؛ هنگامیکه گالری پایینی مقدار معینی از روشنایی جانبی را دریافت می‌کند، گالری فوقانی بطور کامل از طریق بالا روشن می‌شود.
پیکره اصلی ساختمان، به مجموعه‌ای از صفحات لایه‌ای در جهت شرق تقسیم می‌شود، که بوسیله روکش‌های فلزی که توسط دریچه‌های شیشه‌ای و کرکره‌‌ای تزیین شده‌اند، پوشیده شده است و تعدادی از ایوان‌های طره‌ای چشم‌انداز وسیعی از راین را به نمایش می‌گذارند.





در ضلع شمالی مجموعه‌ بهم پیوسته بیرونی شامل بوستان مجسمه‌سازی واقع است؛ این چشم‌انداز ساده به منظور بهبود فضای طبیعی مکان طراحی شده‌است.
موزه Hans Arp به منظور ایجاد یک مجموعه بی‌نظیر توسط بنیاد Hans Arp و Sophie Taeuber-Arp شکل گرفته، با همکاری جمعی از اعضای این دو گروه، موزه شامل تنوع وسیعی از اشیای هنری شامل مجسمه‌سازی، طراحی، نقاشی و منسوجات است؛ مساحت آن 3400 مترمربع بوده، طی سال 2007 تکمیل خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/14ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

با عرض سلام به بلندي بيل و به محکمي کلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي کمچه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار به لطافت معمار به شجاعت صاحب کتر به رشادت مهندس به صلابت جوشکار به محبت صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توي بيکار ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/08ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

 

پروژه‌های دانشجویی معماری

 

Architectural Education

Projects of Architecture’s Students

 

þ طراحی دست آزاد 

þ استاد راهنما: Joanna Nash

þ مدرسه معماری دانشگاه McGill، پاییز 2005

 

A studio course in observation sketching from live models (male/female, clothed and nude).  Focused visual discipline promotes an understanding of: shape (positive/negative forms); volume (modeling with light/dark); and design (spatial organization). Students work with black and white water-soluble materials. Two hour course, practice in sketchbooks and atelier-libre.  

 

Vuk Krcmar-Grkavac 

Vuk Krcmar-Grkavac

 

Christine Djerrahian 

Christine Djerrahian

 

Katie Zaborski 

Katie Zaborski

 

Ksenia Eic

Ksenia Eic

 

Elvire Thouvenot-Nitzan 

Elvire Thouvenot-Nitzan

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/03/28ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مسابقات معماری
در جست‌وجوی فضای بينابين
نگاهی به طرح‌های برگزيده مسابقه inside::out

جعفر بزاز

مركز هنری بوستن (BCA)، به عنوان یكی از مراكز منحصربفرد هنری در آمريكا، همواره ميزبان رویدادها، نمایشگاه‌ها و اجراهای مختلف در رشته‌های گوناگون هنری می‌‌باشد. این مركز كه در مجاورت منطقه تاریخی جنوب بوستن قرار گرفته، 4 سالن تئاتر، بیش از 50 استودیو هنری، یك گالری، یك كلوپ جاز (jazz club)، یك مدرسه موسیقی، یك فضای نمایشگاهی و همچنین تعدادی رستوران‌، مغازه‌ و فضاهای مسكونی را در خود جای داده است.
از آنجایی كه تقریبا تمام فعالیت‌های هنری این مركز در فضای داخل ساختمان‌ها انجام می‌گيرد، مدیران مركز به منظور افزایش ارتباط و تعامل میان هنرمندان و مردم، سعی در انتقال هیجان فضاهای داخلی به فضای بیرون مقابل ساختمان‌ها دارند. از اين‌رو با دعوت از معماران مختلف، مسابقه‌ای را با عنوان "inside::out" در راستای اين هدف برگزار نمودند تا ضمن بهینه كردن فضای مقابل ساختمان‌های مركز، سبب گسترش و غنی‌تر شدن ارتباطات هنری در لنداسكیپ و فضای مقابل مركز نيز شوند.
در واقع این مسابقه چالشی خلاقانه برای طراحان بود تا با بهره‌گیری از قدرت خلاقه خود در طراحی معماری، شهری، لنداسكیپ، گرافیك و نورپردازی، هیجان و انرژی فعالیت‌‌های داخل مركز را به بهترین شیوه به بیرون منتقل نمایند.
مرحله اول این مسابقه روز ششم ژوئن 2006 برگزار شد كه طی آن هیات داوران مرحله اول متشكل از
ـ Edmund Barry Gaither؛ مدیر موزه مركز ملی هنرمندان آمریكایی ـ آفریقایی (Afro – American Artists)
ـ Gary Hilderbrand؛ نویسنده و منتقد معماری منظر و عضو جامعه معمار منظر آمریكا
ـ Ann McQueen؛ عضو ارشد بنیاد بوستن (Foundation Boston)
ـ Toshiko Mori؛ استاد معماری دپارتمان معماری هاروارد
ـ Peter Reed؛ از موزه هنر مدرن نیویورك
ـ Kairos Shen؛ مدیر برنامه ریزی اداره نوسازی بوستن
5 طرح را برای شركت در مرحله دوم (در ماه جولای 2006) و گزینش طرح نهایی، به ترتیب زیر انتخاب نمودند:

1ـ طرح Stephen Stimson Associates Landscape Architects

inside-out_01.jpg

ایده اصلی این طرح، ایجاد یك فضای شهری به صورت یك تركیب پویا از بافت‌ تاریخی و تركیب‌‌های هنری معاصر است. در واقع این فضای شهری منعكس‌كننده فعالیت‌‌ها و رویدادهایی است كه در مركز هنری بوستن اتفاق می‌‌افتند. هیات داوران كيفيت فضای ورودی و جذابیت مسیر عبوری طراحی‌شده در میان فضای عمومی مقابل ساختمان را از موارد گزینش این طرح اعلام نموده است.

inside-out_02.jpg

2ـ طرح Patterhn, Eric R. Hoffman & Tony A. Patterson

inside-out_03.jpg

ایده اصلی این طرح ایجاد یك سطح نرم (Softscape) با استفاده از تركیب‌های چوب در كف پلازای طراحی شده است. از نظر طراحان حس راه رفتن بر روی یك بافت سبك (كف كاذب چوبی)، تجربه‌‌ای متفاوت را برای حاضران در این فضا ایجاد خواهد نمود. فراهم آوردن یك فضای وسیع برای انواع فعالیت‌‌ها و طراحی فضايی شهروندمدار از نكات مورد نظر در گزینش این طرح از سوی هیات داوران بوده است.

inside-out_04.jpg

3ـ طرحRachel Broek از Rhode Island School of Design

inside-out_05.jpg

این طرح با یك ایده كلی "The in-between"، به صورت طراحی سایبانی بر روی فضای پلازا و حتی بر روی پیاده‌رو مقابل ساختمان‌ها شكل گرفته است. از موارد موثر در انتخاب این طرح می‌توان به تفاوت آشكار ایده این طرح با سایر طرح‌‌های ارائه‌شده و خلق یك صحنه شهری (Urban Stage) اشاره كرد.

inside-out_06.jpg

4ـ طرح Daniel Cho از Rhode Island School of Design

inside-out_07.jpg

مهم‌ترین نكته مورد نظر در انتخاب این طرح استفاده از آب به عنوان یك عنصر مهم در طراحی بود كه در بقیه طرح‌‌های ارائه شده، نادیده گرفته شده بود.

inside-out_08.jpg

5ـ طرحAaron Dorf, Kirsten Hively, Rebecca Hutchinson, Adam Modesitt از Harvard Graduate School of Design

inside-out_09.jpg

برخورد كانسپچوال طراحان با پروژه و ارائه یك طرح مفهومی از جمله نكات مورد نظر در انتخاب این طرح بود. البته بستن دید به نمای ساختمان قدیمی از موارد منفی ذكر شده از سوی هیات داوران در خصوص این پروژه بوده است.

inside-out_10.jpg

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/26ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

1935 نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد . 1953 پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشي در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازي رفت و در حين خدمت در نيروي هوايي ، در زمينه مهندسي الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتي در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهاي گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد . 1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازي ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .
1956 با ثبت نام در دانشگاه معماري منچستر ، به فراگيري دروس نسبتا سنتي ( در مقايسه با دروس و و رويکرد هاي متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ي معماري ليورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت هاي منحصر به فردي در زمينه ي فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .
1959 در اين سال يکي از ترسيم هاي او به عنوان يک کار درسي ، موفق به دريافت مدال نقره اي RIBA شد . 1961
او در اين سال ديپلم معماري و مجوز طراحي شهري خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هي وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وي اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولي در بورسيه ي تحصيلي انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنري نايل شد . پس از آن براي گذراندن دوره دو ساله ي تخصصي در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وي در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمايف و وين سنت اسکالي قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوي بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که براي مدت کوتاهي در همان مدرسه تدريس مي کرد ) ملاقات کرد . 1962 فاستر مدرک فوق ليسانس معماري را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقي ايالات متحده تا کاليفرنيا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ي معماري مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسي و دنبال کرد . 1963
پس از بازگشت به انگلستان با همکاري ريچارد راجرز ، گروه طراحي " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصيل کرده بود . مدتي بعد ، وندي چيزمن ( فارغ التحصيل مدرسه معماري بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضويت جورجيا بالتون ( که دفتر اصلي او در هامپ استيد بود ) حالتي ظاهري داشت و تاثير چنداني بر رابطه آنها نداشت .
1964 در اين سال با وندي چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام هاي " تي " و " کال " است . 1966 در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتي انگلستان در آمد .
1967 فاستر همراه با " گروه 4 " ساختماني را طراحي کرد که وي را به شهرت جهاني رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بناي ساخته شده توسط اين گروه است زيرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندي فاستر با هدف ايجاد يک مرکز براي طراحي و تحقيقات ، دفتر معماري فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .
1968 در حين طراحي پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقي در انديشه و کارهاي فاستر گذاشت . آشنايي ، سر آغازي بود براي دوستي و همکاري طولاني پر ثمري که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايي ( يعني سال 1983 ) ادامه داشت . 1971
در اين ، دفتر معماري فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختماني در خيابان فيتزروي ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحي داخلي اين دفتر ، بستري بود براي بررسي و آزمايش مفاهيم و مصالحي که بعده ها هسته اصلي فلسفه کار فاستر را شکل داد . 1974
فاستر به عنوان نايب انجمن معماري انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژي به نام " شرکت خطوط کشتي راني فرداولسن " همکاري داشت ، دفتري در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايي براي اين کار فرماي نروژي انجام داد ؛ سپس با کارفرماهاي ديگر در نقاط مختلف کشور همکاري کرد .
1975 در اين سال ، ساخت دفترهاي شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهاني رساند .
1978 ساخت مرکز هاي هنرهاي تجسمي سانز بوري ، آغاز مرحله ي مهم و درخشاني در زندگي حرفه اي او شد . پروژه هاي ارزشمند ديگري را براي او و همکارانش به ارمغان آورد .
1979 در اين سال شرکت بانکداري هنگ کنگ و شانگهاي از وي دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملي ديگر ، در مسابقه اي محدود با موضوع طراحي دفتر مرکزي اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجراي اين پروژه به شرکت وي واگذار شد .
1980 فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايي در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکتراي افتخاري دانشگاه انجلياي شرقي به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلاي سال 1980 به جيمز استرلين سخنراني کرد .
1981 در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحي ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماري او در يکي از برنامه هاي مستند هنري BBC معرفي شد و مورد بررسي قرار گرفت . 1982
در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گريند پورتلند و در مجاورت دفتر هاي شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکي از اعضاي هيئت علمي دانشکده صنعتي هنر لندن انتخاب شد .
1983 در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلاي سلطنتي " رشته معماري را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملي ارزشمندي است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا براي پيشرفت حرفه معماري در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا اين جايزه ، با کمينيستر فولر سخنراني کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتي در آمد . پس از برگزاري يک مسابقه ي محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر براي طراحي مرکز جديدي براي BBC در منطقه ي پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليساي آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .
1984 در مسابقه محدودي که شوراي شهر نايمز براي طراحي يک مدياتک و مرکز هنرهاي معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ي بين المللي معماران ، جايزه آگوست پره را به وي اهدا کرد .
1986 دانشگاه بت ، دکتراي افتخاري علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وي در مراسم بازگشايي بناييادبود اريک ليونز در RIBA سخنراني کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهاي او برپاشد : يکي در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايي در ژانويه ) و ديگري در دانشگاه سلطنتي لندن ( بازگشايي در اکتبر ) . وي جايزه موسسه طراحي ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازي يک سايت 48 هکتاري در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازي در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعي از عملکردهاي مختلف مي باشد. از جمله اين عملکردها مي توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهاي مسکوني و اداري پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ي چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدي از اجراي پروژه هايي در مقياس شهري بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح هاي شهري مختلفي براي شهرهاي زير طراحي و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخي چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه اي براي تغيير شکل و بازسازي قسمت وسيعي از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .
1988 ظرفيت بالاي اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ي وسيعي از برنامه ها و پروژه هاي کلان مقياس پاسخگو باشد . يکي از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازي شهر براي مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه هاي ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذري در منطقه ي رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزميني کاناري وارف در لندن ( 1991 ) است . 1989 اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندي ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه اي نورمن همراه او بود و پس ازهمکاري در" گروه 4 " ، يکي از موسسان دفتر معماري فاستر و همکاران بود . 1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان هاي ارزشمند ( از نظر تاريخي ، معماري و سازگاري با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماري فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماري سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازي در کيلومتر 22 جاده ي هستار در نزديکي رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد هاي گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازي و مصالح ، بايگاني پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم هاي ويدئويي و عکس ، همگي زير سقف گرد آمده اند .
1991 دانشگاه معماري فرانسه ، به وي مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ي جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيوني آي تي ان ، نگارخانه هاي ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايي ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر هاي تجسمي سانزبوري نمايشگاهي بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه اي فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ي ونيز ، غرفه ي بريتانيا نيز تعدادي از طرح هاي فاستر و پنج معمار ديگر انگليسي را به نمايش در آورد .
1992 دانشگاه و موسسه ي هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وي اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکتراي افتخاري داد. برپايي چندين نمايشگاه در شهرهاي پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وي در چندين مسابقه معماري برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقي آن به موزه ي ماقبل تاريخ در پرووانس .
1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهاي بين المللي باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايي در شهر هاي برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو داير کند . شرکت معماري سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحي پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت هاي وي در مسابقات معماري مي توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ي نمايشگاهي در ليسبون اشاره کرد . پروژه ي مرکز هنرهاي معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتي که براي برگزاري مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتي تاخير انجام شد . ولي اين مشکلات در ساخت مدرسه ي متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحي اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايي نيز ، در همين سال مدال طلاي خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/15ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

چیدمانی خلاقانه ازنور و رنگ

A Creatively Installation of Light & Color

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/11ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط محمد  |