به ساختمان يا سازهي مرتفع، بلندمرتبه (Hi-Rise) گفته مي شود. به طور معمول واژه بلندمرتبه با واژه ای ديگر مانند مسکوني يا اداري همراه است. بلندمرتبه ساختن به لطف اختراع آسانسور و مصالح ساختماني ارزان قيمت امکان یافته است.
بتن مسلح و فولاد مصالحي هستند که براي ساختار ساختمانهاي بلند استفاده ميشود. سازه ي بيشتر آسمانخراش هاي سبک آمريکايي از فولاد است، نیز سازه ي بيشتر برجهاي مسکوني غير بتوني است.
با آنکه تعريف بلندمرتبه چندان مهم نيست، منابع گوناگوني سعي در تعريف آن کرده اند:
¡ کنفرانس بين المللي ايمني در آتش در ساختمان هاي بلندمرتبه چنين گفته است: هر سازه اي که ارتفاعش بتواند به طور جدي در کار تخليه مردم از آن موثر باشد.
¡ فرهنگ جديد انگليسي کوتاه آکسفورد ميگويد: ساختماني که طبقات بسيار داشته باشد.
¡ قوانين عمومي ماساچوست بلندمرتبه را هرچيزي بيش از هفتاد فوت (23 متر) ميدانند.
¡ اکثر مهندسان ساختمان، بازرسان، معماران و متخصصان مشابه بلندمرتبه را بيش از 75 فوت (25 متر) تعريف ميکنند.
سازه هاي بلند، مهندسان سازه و ژئوتکنيک را با چالشهایي اساسي مواجه مي کند، به ويژه اگر اين طرح ها در مناطق زلزله خيز يا بر بسترهاي پرخطر مانند خاکهاي کم تراکم و سست باشند. طرح این ساختمانهای بلندمرتبه مشکلات مشخصي مانند اينها را هم دارد: سيستم هاي تاسیسات مانند لوله کشي هاي عمودي، سيستم هاي گرما-سرما-تهويه (HVVVAC)، سيستمهاي خاموش کننده آتش، و مسایلی مانند راه پله و آسانسورهاي نجات.
اين يک مثال واقعي از يک نمونه کار آتش نشانان است: در ايالت کنتاکي بر اساس گزارش مشاهده دود در يک ساختمان يک هتل بلندمرتبه، گردان هاي آتش نشاني گسيل شدند. آنان در جستجوي منبع آتش دود را در کريدور و نه در اتاق ها يافتند. اين نکته نظر آنان را به سوي سيستمهاي تاسيساتي و در نتيجه در کار نبودن خطر واقعي راهنمايي کرد.
منبع: فرهنگ ويکي پديا
|
|
|
|
|
|

مركز هنرهای نمایشی چهارفصل تورنتوی كانادا (Four Seasons Centre for the Performing Arts) كه به منظور فراهم آوردن مكانی برای اجراهای گروه اپرای كانادا (COC) و گروه باله ملی كانادا (National Ballet of Canada)، توسط معماران Diamond and Schmitt طراحی شده است، در تابستان سال 2006 افتتاح شد.

این مركز كه در یكی از پرتراكمترین تقاطعهای این شهر، یعنی تقاطع خیابانهای Queen و دانشگاه، قرار گرفته است، به صورت یك مكعب، با سالن اصلی به گنجایش 2000 صندلی در هسته مركزی آن (البته با ساختاری مجزا)، طراحی شده است كه نمای اصلی آن، یعنی نمای رو به خیابان دانشگاه، نمایی شیشهای به ارتفاع 5 طبقه میباشد.

طراحان مجموعه اعتقاد داشتند كه بهترین رویکرد برای طراحی یك ساختمان اپرا كه در چنین بافتی قرار میگیرد، خلق موقعیتی متضاد با بافت، ضمن حفظ هویت آن است، به این معنی كه ساختمان اپرا در عین حال كه هستهای از سكوت را در خود جای داده است، میبایست شفاف و صمیمی نیز باشد. در واقع نمای شفاف مجموعه ضمن برقراری ارتباط بصری بین داخل و خارج مجموعه كه همراه با دیدی عالی نسبت به شهر و برعكس میباشد، سبب شده تا فضای داخلی در این قسمت، علاوه بر عملكرد خود به عنوان سرسرای اصلی، در مقام یك فضای شهری (City Room) برای حضور شهروندان نیز عمل کند و به مكان گفتوگوهای پیش از اجرا و فضایی برای اجرای كنسرتهای غیررسمی تبدیل شود. برای تقویت این امر، پیادهرو مقابل این نما به سمت ورودی اصلی عریضتر طراحی شده است. همچنین طراحان با قراردادن گیشههای فروش بلیت و فضاهای خردهفروشی در خیابان كوئین، باعث افزایش سرزندگی این تقاطع و حضور بسیار شهروندان در آن شدهاند.

در خصوص طراحی فضاهای داخلی و سالن اصلی مجموعه، نکته جالبتوجه این است که با توجه به اینكه در هنرهای نمایشی، تمایل نمایشگران به برقراری ارتباط با تماشاگران، از اولویتهای مهم و اصلی اجرا میباشد، از اینرو طراحان این پروژه با طراحی سالن این مجموعه به صورت نعلاسبی در 5 طبقه، با سه صحنه و یك گودال اركسترا (Orchestra Pit)، سعی در تقویت این ارتباط داشتهاند. در واقع میتوان گفت كه فرم این سالن اقتباسی از فرمهای نعلاسبیشكل تئاترهای كلاسیك است كه یادآور سالنهای سنتی اپرا در اروپا میباشد. نبود قاب در صحنه و طراحی تنها یك پیشصحنه، امكان ارتباط نزدیك تماشاگران با نمایشگران و داشتن دیدهای واضح نسبت به صحنه را فراهم میكند.
آنچه در كنار عظمت فضای داخلی سالن اپرا و فرم آن بیشتر خودنمایی میكند، نوع طراحی پوشش سقف و استفاده از تجهیزات صوتی و نورپردازی منحصربفردی است كه هم در اجرای اپرا و هم در اجرای باله از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ پوشش سقف سالن به صورت لایههای معلقی میباشد كه علاوه بر تأمین بهترین شرایط آكوستیكی برای سالن و تقویت و انعكاس صوت در آن، امكان مخفی نمودن تجهیزات نورپردازی را نیز فراهم میكند.
