تبليغاتX
معماران

معماران

عجايب هفتگانه جهان

1- معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه )
معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه) يکي از زيباترين بناهاي ايام گذشته بود . اين بنا با داشتن 100 ستون مرمري زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر مي رسد يکي از عجايب هفتگانه به حساب مي آيد . اين معبد فضايي را در بر مي گرفت که تقريبا چندين برابر وسعت آکروپليس در آتن بود . ميتوان گفت که معبد آرتميس صعود و سقوطهاي بسياري را در طي قرنها پشت سر گذاشت . اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در550 سال پيش از ميلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتري باز سازي شد . اين بنا براي دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدي توسط فردي بنام هروستراتوس که براي به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه هاي بي نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از ميلاد براي هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين معبد باقي ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت.

2- مجسمه زئوس
تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل مسابقات برسانند.
مجسمه زئوس خداي يونان در المپيا يکي از عظيم ترين مجسمه هاي جهان است . اين اثر در 450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه ساز معروفي بنام فيدياس ساخته شد اين هنرمند همان کسي بود که مجسمه خداي آتنا را هم براي معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن اين مجسمه را از عاج فيل و ردا و موها و ريشش را از طلا ساخته بودند . اين اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس برخورد مي کرد . فيدياس با اين کار مي خواست اقتدار و نيرومندي زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر مي رسيد قرار داشت . 72 ستون خارجي اين معبد که به سبک معماري قديم يونان بودند اين معبد را داراي معماري خيره کننده اي کرده بودند . سنگفرش آن نيز با مجسمه هاي بي نظيري تزيين گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در اين معبد قرار داشت تا هنگاميکه بعضي از يونانيها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته اين زياد طول نکشيد چرا که محل جديد نيز در آتش سوخت و اين مجسمه براي هميشه از بين رفت.
 

3- مقبره هاليکارناسوس در ترکيه
مقبره هاليکارناسوس در 4 قرن قبل از ميلاد نه تنها بسيار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زيبايي با ستونها و مجسمه ها تزيين شده بود . سقف اين مقبره با مجسمه هايي از اسبها تزيين شده بود اسبهايي که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتميسيا را مي کشيدند . ارتفاع اين مقبره مرمري به اندازه يک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژيکي دامنه کوه درست مشرف به هاليکارناسوس و خليج آن بود . ملکه آرتميسيا فرمان ساخت اين مقبره را در هاليکارناسوس براي همسرش در 353 سال قبل از ميلاد صادر کرد . ملکه اين بنا را براي قدر داني از همسرش ساخت و به اين منظور بهترين هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ايالتي معمولي در بين امپراطوري هاي عظيم ايراني در 2300 سال پيش بود . ملکه آرتميسيا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هاليکارناسوس دفن شد . اين بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از ميلاد بر اثر زلزله فرو ريخت.

4- فانوس الکساندريا
فانوس الکساندريا يکي از بزرگترين شاهکارهاي روزگار باستان مي باشد . ارتفاع اين بنا حداقل به اندازه يک ساختمان 40 طبقه امروزي بود و براي 16 قرن پا بر جا بود . بر خلاف 6 عجايب ديگر، فانوس الکساندريا استفاده هاي عملي بسياري داشت . اين بنا به کشتيهاي دريا نوردي کمک مي کرد که اسکله ها را براحتي پيدا کنند و با ايمني کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه هاي خطرناک دقيقا در خارج از بندرها قرار داشتند . ارتش نيز از اين فانوس براي پيدا کردن کشتيهاي دشمنان استفاده مي کرد . اين بنا ظاهرا ساختار جامدي داشته است و براي 1600 سال باقي بوده است اما با وجود اين بر اثر طوفانهاي دريايي زمستان و زلزله هاي بسيار از بين رفته است . فانوس الکساندريا دو نوع برج ديده باني داشت که در نوک آن قرار داشتند . اين فانوس سه عنصر ساختماني داشت ، پايه مستطيل شکل ، قطعه مياني هشت وجهي ، و قسمت بالاي آن که استوانه اي شکل است و برجهاي ديده باني در آنجا قرار دارند.تقريبا ارتفاع اين سه قسمت به 110 تا 180 متر مي رسيد . بجز اهرام مصر فانوس الکساندريا بلندترين ساختمان جهان بود البته اين تا زمانيکه برج ايفل در 1889 ساخته شد.

5- مجسمه عظيم الجسه رودس در يونان
ارتفاع مجسمه عظيم الجسه رودس با پايه اش به اندازه يک ساختمان 15 طبقه امروزي است. اين مجسمه يک شاهکار برجسته معماري مي باشد که بر روي جزيره رودس در حدود 280 قبل از ميلاد ساخته شده است. هيچ کس به درستي نمي داند که اين مجسمه شبيه چه بوده و يا در کجا قرار داشته است. نظريه بسيار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روي ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوريکه کشتيها از بين پاهاي آن عبور مي کرده اند. البته اين فرضيه بسيار محتمل به نظر ميرسد. اين بنا مشکلات غير قابل حل در 3 قرن پيش از ميلاد را مطرح مي کند. همچنين تجارت در اين بندر در زمان احداث اين مجسمه داراي رکود شده و اين بندر از رونق اقتصادي افتاده است. اين مجسمه يکي از عجايب هفتگانه به شمار مي رود که براي مدت کوتاهي تقريبا 53 سال پا بر جا بوده است.

6- باغهاي معلق بابل در عراق
در عراق باغهاي معلق بابل يکي از بحث انگيزترين عجايب هفتگانه مي باشد چرا که هنوز برخي از باستان شناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلي و خرابه هاي بر جا مانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقياسي کمتر از آنچه تصور مي شود . در اين ميان سئوالي مطرح است که اين باغهاي معلق چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ اين سؤال مي توان گفت که موثق ترين سند حاکي از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که داراي شهرت مذهبي مي باشد اين بناي عجيب را براي خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از ميلاد ساخت چرا که همسرش از ديدن چشم انداز صحرا مانند بابيلون دچار دلتنگي براي محل زندگي اش شده بود. جايي که داراي کوهها و جنگلهاي سرسبزي بود به همين خاطر به دستور شاه تپه مصنوعي سبز و خرمي ساخته شد که داراي درختان و گلها و گياهان زيبايي بود . بعضي ها مي گويند که يک ملکه آشوري قدرتمند باغهاي معلق را براي تفريح و سرگرمي خودش ساخته است و افراد ديگري عقيده دارند که اين باغها به دستور يک شاه آشوري ساخته شده است.
 

7- اهرام مصر (هرم خوفو)
هرم خوفو بزرگترين هرم در بين اهرام مصر است ، اين بنا که قديمي ترين و بزرگترين بنا در بين عجايب هفتگانه مي باشد تنها بنايي است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است . اين هرم بلند ترين بناي ساخته شده دست بشر از 4400 سال پيش تا سال 1889 بود، زمانيکه برج ايفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمين شهري عظيم مي باشد . بيشتر سنگ هاي بکاررفته در اين بنا به بزرگي سنگهاي عظيمي هستند که بوسيله کاميون حمل مشوند . سطح خارجي زمختي که ما امروزه از اين هرم مي بينيم مقبره فرعوني بنام خوفو بوده که در آن زمان پوشيده شده از سنگهاي آهک صيقلي و زيبايي بوده است. فرمانروايان بعدي اين سنگهاي با ارزش را متعاقبا براي ساختن بناي خودشان مي دزديدند . اين عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلي اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو داراي سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که براي رد گم کردن دزدان هرم بوده است.
  
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

يادمان پايتخت جديد قزاقستان

لرد نورمن فوستر (Norman Foster) معمار 70 ساله، تا به حال خالق آثاري جسورانه در مقياس جهاني، از برج پر سرو صداي خيار شوري (Gherkin) در لندن گرفته تا فرودگاه جديد پکن (بزرگترين محوطه ساختماني حال حاظر جهان)، بوده است؛ وي همچنين طراح بلند ترين برج جهان _ که هرگز ساخته نشد _ نيز هست.... اما هيچکدام از آثار گذشته فوستر قابل مقايسه با اثر اخير وي در پايتخت جديد قزاقستان نيستند...، شايد چون تا به حال چنين سفارش عظيمي به معمار کهنه کار داده نشده بود! البته حکايت «نور سلطان نظربايف»، کسي که به شدت عاشق مطرح شدن است، کاملا فرق دارد....

 

در اصل آنچه «نظربايف» را در موقعيت يک کارفرماي ثروتمند براي آثار منحصر بفرد قرار مي دهد، حجم وسيع توليد نفت، گاز و منابع معدني در سال هاي اخير توسط قزاقستان است؛ سرمايه گذاران از سراسر جهان در صدد جلب توجه نورسلطان و امضاي قرارداد هاي ميلياردي با وي هستند، جالب اينکه اپوزيسيون سياسي نيز در قزاقستان، چندان مخالفتي با آقاي رييس جمهور و فعاليت هاي عمراني بلند پروازانه او ندارد.
رييس جمهور خوش شانس نه تنها آنچه را که مي خواهد مي سازد و با پايتخت جديد خود «Astana» (پايتختي که در سال 1998 توسط معمارمعروف ژاپني کيشو کوروکاوا طراحي شد) جولان مي دهد، بلکه اميدوار است در دوره بعدي انتخابات نيز با بهره برداري از همين فعاليت هاي عمراني دوباره انتخاب شود.
آنچه رياست جمهوري قزاقستان از نورمن فوستر خواسته بود، مرکزي عظيم براي گفتگوي اديان در کنار سالن اپرايي قابل رقابت با بزرگترين سالن هاي جهان، يک موزه ملي فرهنگ، دانشگاهي براي مقوله تمدن و مرکزي براي تعاملات گروه هاي نژادي و جغرافيايي قزاقستان بود. تمام اين موارد قرار بود در هرم عظيمي که فوستر آن را ساخت جاسازي شود، هرمي با قاعده تقريبي يک هکتار و ارتفاعي بالغ بر 60 متر از سطح زمين....
ظاهرا قضيه بسيار جدي است؛ با ترکيب جمعيتي 50 درصد روس با مذهب ارتدوکس، 50 درصد مسلمان قزاق و نيز با افزايش اختلافات افراط گرايانه قومي، ميتوان به نظربايف براي آنچه در ذهن مي پرورد حق داد؛ از نظر بين المللي نيز وي در سپتامبر 2003 ميزبان کنگره رهبران مذهبي جهان بود و طبيعي است که بخواهد اين موضوع را به جرياني دائمي تبديل کند.
 


هرمي عظيم، ساخته شده از الگويي الماس گونه، ملبس به صفحات مجوف فولاد ضدزنگ و پلاک هاي سنگي خاکستري کم رنگ که در راس به تارکي انتزاعي از شيشه رنگي ختم مي شود؛ رنگ هايي ملهم از پرچم قزاقستان و عظمتي در خور خودنمايي يک ملت. قرار است 200 نماينده از مذاهب مطرح جهان هر 3 سال در قالب نشستي عظيم با همکاري شوراي امنيت سازمان ملل در اين محل گرد هم آيند، يک گردهمايي، درست در نقطه زيرين راس هرم لرد فوستر. فوستر خود در اين مورد مي گويد: «آنچه براي من اهميت داشت نمادينه کردن صلح بود....». يک مرکز تحقيقاتي براي مذاهب جهان با کتابخانه اي عظيم، طبقه تحتاني مرکز همايش ها را در بر مي گيرد.

براي مردم عادي نيز جنبه هاي نمايشي قضيه اگر بيشتر نباشد کمتر نيست؛ هرم که بر روي تپه اي دست ساز بنا شده،بسيار عظيم تر از آنچه هست، به چشم مي آيد. سالن اپراي 1500 نفره، مردم را به سوي خود فرا مي خواند و فاصله پايين ترين بخش اين تالار با راس هرم بالغ بر 80 متر است!
داستان زندگي اين يادمان ملي وقتي بسيار جالب توجه تر مي شود که وارد باغ معلق مرکزي شويم؛ نورپردازي تاثيرگزار و ترکيب فضاسازي سبز در داخل حجمي عظيم از ديوار هاي شفاف و مسيري زيگ زاگ با حرکتي رو به اوج، بهشتي اثيري را تداعي مي کند.
برنامه ريزي ساخت اين اثر آنچنان سريع بود که براي خود معمار نيز باور کردني نيست؛ شغل سابق نورسلطان نظربايف در زمان کمونيست ها به عنوان کارگر فولادسازي، بسيار به طراحي و ساخت هر چه سريع تر سازه فولادي بنا که حائز شرايطي خاص است، کمک کرد. سازه اي که با توجه به نوسان دما در پايتخت جديد از 40 درجه زير صفر تا 40 درجه بالاي صفر (آب و هواي عادي در استپ هاي آسياي مرکزي!)، بسيار حساس و تعيين کننده است.
فوستر شکل هرمي را براي نداشتن هيچ گونه تاثير منفي به لحاظ مذهبي انتخاب کرده است. وي که تا کنون تعداد زيادي سالن کنسرت، گالري هاي هنري و موزه طراحي کرده است، اهميت اين مرکز را بيش از همه تلقي مي کند؛ «اين مجموعه در اصل يک مرکز فرهنگي است، اما از آنجايي که قرار است ميزبان يک کنفرانس صلح متشکل از پيروان 18 مذهب جهاني باشد، ديگر مختصات آن بسيار فراتر از يک مرکز فرهنگي خواهد بود. مختصاتي به عظمت مذهب، صلح و همکاري جهاني...؛ نشانه اي در جهت ترک هر گونه مخاصمه و خشونت براي توسعه عدالت و برابري انسان ها...».

 
 

  

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

پل یادمان شهر Rijeka

«پل بنایی است كه خصوصیات گسترده‌تری از محیط را آشكار می‌سازد. در واقع پل تنها دو ساحل از پیش بوده را به هم متصل نمی‌كند، بلكه پل مكانی را به حضور می‌آورد و چیزها در خلال ویژگی گردهم‌ آورندگی پل آشكار می‌شوند.» این تعبیری است كه هایدگر، فیلسوف مشهور آلمانی، از پل ارائه می‌كند.
در سال‌های اخیر، پل‌های بی‌شماری در نقاط مختلف اروپا طراحی و اجرا شده‌اند كه هر كدام جذابيت‌ها و ويژگی‌های خاص خود را دارند. پل یادمان (The Memorial Bridge) شهر Rijeka، واقع بر روی رودخانه Rijecina كه ارتباط دو بخش شرقی و غربی مركز تاریخی شهر را برقرار می‌¬كند، یكی از اين پل‌ها است كه در سال 2001 ساخته شده است.

memorial-bridge_01.jpg


در سال 1997، مسئولان شهر Rijeka واقع در شمال كشور كرواسی، مسابقه‌ای را به منظور طراحی یك پل در مركز شهر، برای ارتباط مسير پياده واقع در غرب رودخانه با پارك شرقی، برگزار نمودند. شركت‌كنندگان در مسابقه می‌بایست یك عنصر یادمانی نیز بر روی پل یا كنار آن طراحی می‌‌كردند. در واقع این پل ـ یادمان، یادمانی بود برای سربازان كرواتی كه در جنگ‌های داخلی دهه 1990 كشته شده‌¬ بودند.

memorial-bridge_02.jpg


بعد از داوری آثار، طرح ارائه شده از طرف گروه معماری 3LHD از شهر زاگرب، به عنوان طرح برگزیده مسابقه معرفی شد. گروه 3LHD در سال 1994 توسط Silvije Novak, Marko Dabrovic, Saša Begovic, Tanja Grozdanic كه همگی فارغ‌التحصیل دانشگاه زاگرب هستند، شكل گرفته است. این گروه تاكنون جوایز متعددی در زمینه طراحی، معماری و معماری منظر كسب نموده‌اند.

memorial-bridge_03.jpg


ایده اصلی طرح گروه 3LHD، دادن شخصیتی یادمانی به یك فرم عملكردی بود. در اين طرح، پل (به طول 47 متر و عرض 4/5 متر) با یك حركت افقی از یك سمت رودخانه شروع می‌شود و با عبور از روی رودخانه (7/35 متر از طول پل بر روی رودخانه قرار می‌گیرد)، در سمت دیگر رودخانه با یك عنصر عمودی یادمانی (به ارتفاع 9 متر) پایان می‌یابد. اعضاء گروه طراحی اعتقاد داشتند كه با تاكید بر روی این ایده كه پل یك یادمان است، فضایی عمومی تعریف می‌شود كه ضمن برخورداری از جنبه كاملا عملكردی، همزمان از شخصیتی یادمانی نیز برخوردار است.

memorial-bridge_04.jpg


طرح مینیمال پل ـ یادمان، نتیجه ارائه یك ایده خلاقانه‌ (معمارانه و مهندسی) از طرف گروه 3LHD بود. در واقع رویكرد آنها در این پروژه در سه لایه معرفی می‌شود:
1. طراحی یك پل كم‌عرض تا جایی كه به لحاظ عملكردی پاسخ‌گو باشد.
2. استفاده از مصالح متجانس در ساخت پل (عنصر افقی) و ستون‌های یادمانی (عنصر عمودی)
3. طراحی روشنایی خاص با تاكيد بر فرم پل، بصورتی كه منبع نور قابل دیدن نباشد. نورهای پیوسته (seamless) بر روی پل و امتداد آنها در فضای مابین عناصر عمودی یادمانی، شب‌هنگام جلوه خاصی به پل می‌بخشند.

memorial-bridge_05.jpg


در کل، پل یادمان در نوع خود یك اثر خاص به شمار می‌آید، اثری كه در عين ظاهری ساده‌گرایانه، از تاثیر بصری چشمگیری برخوردار است. گروه3LHD با طراحی یك پل نمادین L شكل كه امكان تجربه‌های فضایی به یادماندنی را فراهم می‌كند، هویت ویژه‌ای به این بخش شهر بخشیده‌اند. این پل در سال 2002، جایزه بهترین پروژه معماری ساخته‌شده كشور كرواسی در سال 2001 را نصیب خود كرده است.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

استون‌هنج انگلستان، رازي هنوز سر به مهر

دواير سنگي استون‌هنج يكي از عجايب جهان باستان و از مشهورترين محوطه‌هاي باستاني امروز جهان است كه از سال 1986 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است. قدمت اين محوطه باستاني كه در دشت سالزبري در ويلت‌شاير انگلستان واقع شده است، به عصر نوسنگي و عصر مفرغ برمي‌گردد.


استون‌هنج از دو دايره‌سنگي متحد‌المركز تشكيل شده است كه ارتفاع سنگ‌هاي دايره دروني آن به 6 متر و وزن‌شان به حدود 50 تن مي‌رسد. به عقيده كارشناسان، استون‌هنج در چند مرحله و در يك بازة زماني هزارساله، از 3 هزار تا 2 هزار سال پيش از ميلاد مسيح، ساخته شده است.
 

 

ساخت استون‌هنج در زمان خود يك شاهكار مهندسي و مستلزم انگيزه، وقت و نيروي انساني بالايي بوده است. با اين حال تا امروز دليل ساخت استون‌هنج روشن نشده است، هر چند تئوري‌هاي زيادي در مورد كاربرد و دليل ساخت اين دواير سنگي وجود دارد كه هنوز هيچ يك از آن‌ها به يقين ثابت نشده‌اند.
دايره بيروني استون‌هنج كه قطر آن به 115 متر مي‌رسيد، از سنگ‌هاي نسبتاً كوچكتري ساخته شده است و دو شكاف كه به عنوان ورودي عمل مي‌كرده‌اند، در شمال شرقي و جنوب آن قرار دارد. در قرن هفدهم، جان اوبري، باستان‌شناس انگليسي در لبة دروني اين دايره، 56 گودال كشف كرد كه به نام خود او مشهور شدند. بر اساس يك نظريه، اين گودال‌ها احتمالاً روزي الوارهايي را به صورت ايستاده در خود جاي داده بودند، اما تاكنون هيچ مدركي كه اين فرضيه را تأييد كند به دست نيامده است.
دايره دروني استون‌هنج در حدود هزار سال بعد ساخته شده است. در اين زمان حدود 74 تخته سنگ عظيم كه وزن بعضي از آن‌ها به 50 تن مي‌رسيد، از كوه‌هاي مارلبرو داون در فاصله‌ 30 كيلومتري شمال استون‌هنج به اين محل آورده شدند. از اين تعداد 30 تخته سنگ دايرة دروني به قطر سي‌متر را تشكيل مي‌دهند، 29 تخته سنگ به صورت افقي روي اين تخته‌سنگ‌هاي ايستاده قرار گرفتند و 15 تخته‌سنگ آخر هم كه از بقيه سنگ‌ها عظيم‌تر هستند، به شكل يك نعل اسب درون اين دايرة دوم قرار گرفتند.
 

مطالعات كارشناسي كه به تازگي صورت گرفته نشان مي‌دهد براي انتقال اين سنگ‌هاي 50 تني از مارلبرو داون به محل فعلي‌شان، بايد لااقل 600 مرد قوي‌هيكل در عمليات انتقال اين سنگ‌ها شركت مي‌كردند.
در طول سال‌هاي گذشته، ساخت اين بناي سنگي عظيم به اقوام مختلفي نسبت داده شده است، اما قوم سازنده استون‌هنج تا امروز هنوز مشخص نشده است. بر اساس پرطرفدارترين نظريه، ساخت استون‌هنج توسط اقوام نوسنگي در حدود 5 هزار سال پيش آغاز شد و بعدها توسط قوم ديگري كه به تازگي شكوفا شده بود، ادامه يافت. برخي كارشناسان احتمال مي‌دهند اين قوم دوم كه به قوم بيكر مشهور شده‌اند، از قسمت قاره‌اي اروپا به انگلستان آمده باشند، اما تاكنون هيچ مدركي كه اين نظريه را تأييد كند به دست نيامده است.
 

استون‌هنج و ستاره‌شناسي در جهان باستان
نخستين مطالعات علمي در استون‌هنج در سال 1740 ميلادي توسط ويليام استاكرلي صورت گرفت. استاكرلي نخستين نقشه دقيق از استون‌هنج را تهيه كرد و با مطالعه اين نقشه متوجه ارتباط احتمالي اين بنا حركت خورشيد و ستارگان شد.
استون‌هنج در جهت شمال‌شرقي ـ جنوب‌غربي ساخته شده است و احتمالاً سازندگان آن هنگام ساخت آن قصد پيش‌بيني نقاط اعتدال بهاري و پاييزي (زماني كه طول روز شب با يكديگر يكسان مي‌شود) و نقاط انقلاب تابستاني و زمستاني (بلندترين روز و بلندترين شب سال) را داشته‌اند.
بنا بر مطالعات انجام شده در استون‌هنج، در نقطه انقلاب تابستاني، يعني روز 21 ژوئن، خورشيد از شمالي‌ترين بخش دايره بيروني طلوع مي‌كند و نخستين اشعه‌هاي آن درست از ميان نعل اسب دروني رد مي‌شود. به گفته كارشناسان، بسيار بعيد است كه چنين چيزي صرفاً بر اثر تصادف به وجود آمده باشد.
اما داغ‌ترين بحث و جدل‌هاي علمي پس از چاپ كتاب رمزگشايي از استون‌هنج، نوشته جرالد هاوكينز، ستاره‌شناس انگليسي در سال 1963 درگرفت. هاوكينز در كتاب خود بر ارتباط استون‌هنج با حركت ستارگان و نقاط اعتدالين و انقلابين تأكيد كرد و گفت كه از استون‌هنج در دوران باستان براي پيش‌بيني كسوف و خسوف خورشيد و ماه استفاده مي‌شده است. اما اين نظريه در سال‌هاي اخير و از سوي باستان‌شناسان و كارشناساني چون ريچارد اتكينسن رد شده است.

نخستين حفاري‌هاي باستان‌شناسي در استون‌هنج
نخستين حفاري‌هاي علمي در استون‌هنج در اواخر قرن هجدهم ميلادي توسط ويليام كانينگتن و ريچارد كالت‌هور صورت گرفت. در سال 1798 گودال زير يكي از تخته‌سنگ‌هاي دايره دروني را كه سقوط كرده بود مورد مطالعه قرار داد و در سال 1810، با بررسي يكي از تخته‌سنگ‌ها متوجه شدند كه اين تخته‌سنگ در ابتدا ايستاده بوده است و در سال‌هاي اخير سقوط كرده است.
در حدود سال 1840، چارلز داروين، دانشمند مشهور، از خانواده آنتروبوس كه آن زمان مالكيت استون‌هنج را در اختيار داشت اجازه گرفت تا براي بررسي تئوري خود در زمينه نقش كرم‌هاي خاكي در تخريب محوطه‌هاي باستاني در استون‌هنج به حفاري‌هاي محدودي دست بزند.
در شب تحويل سال 1900 ميلادي، يكي ديگر از تخته‌سنگ‌هاي عظيم دايره دروني افتاد و خانواده آنتوبوس، يك مهندس معدن به نام ويليام گاولند را مأمور كردند تا اين تخته‌سنگ را به حالت اولش برگرداند. گاولند به رغم آن كه هيچ تجربه‌اي در زمينه باستان‌شناسي نداشت، در طول حفاري‌هاي خود يكي از دقيق‌ترين و جامع‌ترين گزارش‌هاي مربوط به عمليات صورت گرفته در استون‌هنج را تهيه كرد.
اما بزرگترين حفاري باستان‌شناسي در استون‌هنج پس از انتقال مالكيت اين محوطه باستاني به دولت انگلستان، در سال 1919 و توسط ويليام هاولي و دستيارش رابرت نيوال صورت گرفت. بزرگ‌ترين نتيجه حفاري‌هاي هاولي و نيوال كه تا سال 1926 به طول انجاميد، روشن شدن اين نكته بود كه استون‌هنج بر خلاف آن چه تا آن زمان تصور مي‌شد در چند مرحله و در طول يك بازه زماني طولاني ساخته شده است.
تحقيقات ريچارد اتكينسن، استوارت پيگات و ماركوس استون كه در دهه 1950 ميلادي و تحت نظر انجمن عتيقه‌شناسان انگلستان صورت گرفت، زمان‌بندي نسبتاً دقيق مراحل مختلف ساخت استون‌هنج را كه تا امروز نيز معتبر باقي مانده است، آشكار كرد.

استون‌هنج در دوران معاصر
استون‌هنج امروز يكي از بزرگترين جاذبه‌هاي فرهنگي و توريستي كشور انگلستان است، به طوري كه سالانه نزديك به يك ميليون توريست انگليسي و خارجي از اين محوطه باستاني ديدن مي‌كنند.
در سال‌هاي اخير، عبور اتوبانA303 از نزديكي استون‌هنج و ترافيك سنگين اين اتوبان، باعث به خطر افتادن تماميت و منظر استثنايي اين محوطه در ميان دشت سالزبري شده است. در حال حاضر، بنياد ميراث انگلستان مشغول مطالعه طرح‌هايي در مورد عبور جاده از يك تونل زيرزميني و ساخت يك مركز توريستي در مجاورت استون‌هنج است كه هنوز هيچ‌كدام از اين طرح‌ها قطعي نشده‌اند.
در عين حال بررسي‌هاي علمي در مورد استون‌هنج نيز ادامه دارد و هر روز فرضيات جديدي درباره چگونگي و علت ساخت اين بناي سنگي منحصر به فرد مطرح مي‌شود. با اين وجود هنوز هيچ يك از اين تئوري‌ها نتوانسته‌اند توضيحي قانع‌كننده و همه‌جانبه در مورد استون‌هنج فراهم كنند و به اين ترتيب راز اين محوطه باستاني 5 هزارساله تا امروز سر به مهر باقي مانده است.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مركز هنرهای نمایشی چهارفصل تورنتو

 

FSCPA_01.jpg


مركز هنرهای نمایشی چهارفصل تورنتوی كانادا (Four Seasons Centre for the Performing Arts) كه به ‌منظور فراهم آوردن مكانی برای اجراهای گروه اپرای كانادا (COC) و گروه باله ملی كانادا (National Ballet of Canada)، توسط معماران Diamond and Schmitt طراحی شده است، در تابستان سال 2006 افتتاح شد.

FSCPA_02.jpg


این مركز كه در یكی از پرتراكم‌ترین تقاطع‌های این شهر، یعنی تقاطع خیابان‌های Queen و دانشگاه، قرار گرفته است، به صورت یك مكعب، با سالن اصلی به گنجایش 2000 صندلی در هسته مركزی آن (البته با ساختاری مجزا)، طراحی شده است كه نمای اصلی آن، یعنی نمای رو به خیابان دانشگاه، نمایی شیشه‌ای به ارتفاع 5 طبقه می‌باشد.

FSCPA_03.jpg

طراحان مجموعه اعتقاد داشتند كه بهترین رویکرد برای طراحی یك ساختمان اپرا كه در چنین بافتی قرار می‌گیرد، خلق موقعیتی متضاد با بافت، ضمن حفظ هویت آن است، به این معنی كه ساختمان اپرا در عین حال كه هسته‌ای از سكوت را در خود جای داده است، می‌بایست شفاف و صمیمی نیز باشد. در واقع نمای شفاف مجموعه ضمن برقراری ارتباط بصری بین داخل و خارج مجموعه كه همراه با دیدی عالی نسبت به شهر و برعكس می‌باشد، سبب شده تا فضای داخلی در این قسمت، علاوه بر عملكرد خود به عنوان سرسرای اصلی، در مقام یك فضای شهری (City Room) برای حضور شهروندان نیز عمل کند و به مكان گفت‌وگوهای پیش از اجرا و فضایی برای اجرای كنسرت‌های غیررسمی تبدیل شود. برای تقویت این امر، پیاده‌رو مقابل این نما به سمت ورودی اصلی عریض‌تر طراحی شده است. همچنین طراحان با قراردادن گیشه‌های فروش بلیت و فضاهای خرده‌فروشی در خیابان كوئین، باعث افزایش سرزندگی این تقاطع و حضور بسیار شهروندان در آن شده‌اند.

FSCPA_04.jpg


در خصوص طراحی فضاهای داخلی و سالن اصلی مجموعه، نکته جالب‌توجه این است که با توجه به اینكه در هنرهای نمایشی، تمایل نمایشگران به برقراری ارتباط با تماشاگران، از اولویت‌های مهم و اصلی اجرا می‌باشد، از این‌رو طراحان این پروژه با طراحی سالن این مجموعه به صورت نعل‌اسبی در 5 طبقه، با سه صحنه و یك گودال اركسترا (Orchestra Pit)، سعی در تقویت این ارتباط داشته‌اند. در واقع می‌توان گفت كه فرم این سالن اقتباسی از فرم‌های نعل‌اسبی‌شكل تئاترهای كلاسیك است كه یادآور سالن‌های سنتی اپرا در اروپا می‌باشد. نبود قاب در صحنه و طراحی تنها یك پیش‌صحنه، امكان ارتباط نزدیك تماشاگران با نمایشگران و داشتن دیدهای واضح نسبت به صحنه را فراهم می‌كند.

آنچه در كنار عظمت فضای داخلی سالن اپرا و فرم آن بیشتر خودنمایی می‌كند، نوع طراحی پوشش سقف و استفاده از تجهیزات صوتی و نورپردازی منحصربفردی است كه هم در اجرای اپرا و هم در اجرای باله از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ پوشش سقف سالن به صورت لایه‌های معلقی می‌باشد كه علاوه بر تأمین بهترین شرایط آكوستیكی برای سالن و تقویت و انعكاس صوت در آن، امكان مخفی نمودن تجهیزات نورپردازی را نیز فراهم می‌كند.

FSCPA_06.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت 5:22 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

موزه Hans Arp (آرونا)

پیکره اصلی موزه Hans Arp، بر دیواره‌ای مستحکم از چوب، فراز رودخانه راین واقع شده، نمونه پیشین ایستگاه راه آهن Rolandseck درست پایین این موزه قرار گرفته‌است.
در تازه‌ترین نمای ظاهری آن، این مجموعه شامل موزه آرپ به‌علاوه یک گالری برای نمایش‌های ویژه بوده، که از طریق راهرویس زیرزمینی و آسانسور به موزه اصلی متصل است؛ این مسیر توسط زیرگذر به پایین‌دست ایستگاه ذکر شده توسعه یافته، سه بخش سالن انتظار، فروشگاه و رخت‌کن را شامل می‌شود.


بعد از عبور از زیر خط‌آهن Bonn-Mainz، بازدیدکنندگان از پلکانی تاریخی به قسمت نمایش‌های ویژه، بالا می‌روند؛ راهرویی زیرزمینی به آسانسور 130 فوتی برج منتهی می‌شود.
در پاگرد بالایی یک پل کوتاه به مجموعه متصل می‌شود، که بر روی دو طبقه واقع است؛ هنگامیکه گالری پایینی مقدار معینی از روشنایی جانبی را دریافت می‌کند، گالری فوقانی بطور کامل از طریق بالا روشن می‌شود.
پیکره اصلی ساختمان، به مجموعه‌ای از صفحات لایه‌ای در جهت شرق تقسیم می‌شود، که بوسیله روکش‌های فلزی که توسط دریچه‌های شیشه‌ای و کرکره‌‌ای تزیین شده‌اند، پوشیده شده است و تعدادی از ایوان‌های طره‌ای چشم‌انداز وسیعی از راین را به نمایش می‌گذارند.





در ضلع شمالی مجموعه‌ بهم پیوسته بیرونی شامل بوستان مجسمه‌سازی واقع است؛ این چشم‌انداز ساده به منظور بهبود فضای طبیعی مکان طراحی شده‌است.
موزه Hans Arp به منظور ایجاد یک مجموعه بی‌نظیر توسط بنیاد Hans Arp و Sophie Taeuber-Arp شکل گرفته، با همکاری جمعی از اعضای این دو گروه، موزه شامل تنوع وسیعی از اشیای هنری شامل مجسمه‌سازی، طراحی، نقاشی و منسوجات است؛ مساحت آن 3400 مترمربع بوده، طی سال 2007 تکمیل خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/14ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

آموزش معماری

 

پروژه‌های دانشجویی معماری

 

Architectural Education

Projects of Architecture’s Students

 

þ طراحی دست آزاد 

þ استاد راهنما: Joanna Nash

þ مدرسه معماری دانشگاه McGill، پاییز 2005

 

A studio course in observation sketching from live models (male/female, clothed and nude).  Focused visual discipline promotes an understanding of: shape (positive/negative forms); volume (modeling with light/dark); and design (spatial organization). Students work with black and white water-soluble materials. Two hour course, practice in sketchbooks and atelier-libre.  

 

Vuk Krcmar-Grkavac 

Vuk Krcmar-Grkavac

 

Christine Djerrahian 

Christine Djerrahian

 

Katie Zaborski 

Katie Zaborski

 

Ksenia Eic

Ksenia Eic

 

Elvire Thouvenot-Nitzan 

Elvire Thouvenot-Nitzan

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/03/28ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

طراحی داخلی

چیدمانی خلاقانه ازنور و رنگ

A Creatively Installation of Light & Color

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/11ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

نگاهی به پروژه‌های جدید تویو ایتو

معماری جهان
هزارتوی سفید درون مكعب *

toyo-ito_01.jpg
Toyo Ito

معماری در طی روند تاریخی خویش همواره متأثر از فن‌آوری‌های زمانه بوده است؛ تأثیرات غیر قابل انكار فولاد و بتن در پیدایش معماری مدرن، گواهی است بر این مدعا. لیكن طی سال‌های اخیر كه پیشرفت‌های عمده‌ای در تكنولوژی ساختمان و مصالح ساختمانی به وجود آمده است، شاهد حضور تأثیرگذارتری از جلوه‌های تكنولوژی در معماری هستیم؛ در این میان گاه معماری در سایه تكنولوژی قرار گرفته و گاه تكنولوژی با حضور مؤثر و البته نامحسوس خود در خدمت معماری بوده است.

toyo-ito_02.jpg
Tower of Winds

تویو ایتو (Toyo Ito)، یكی از خلاق‌ترین و تأثیرگذارترین معماران حال حاضر جهان، از جمله معمارانی است كه در آثار خویش، همواره در جست‌وجوی شیوه‌های نوین و تكنولوژی‌های جدید برای پیوند میان تكنولوژی، طبیعت و معماری می‌باشد.

toyo-ito_03.jpg
Sendai Mediateque

تویو ایتو در سال 1941 در ژاپن به دنیا آمد و در سال 1965 تحصیلات معماری خود را در دپارتمان معماری دانشگاه توكیو به پایان رساند. او در سال 1971، بعد از چهار سال كار در دفتر معماری kiyonori kikutake، دفتر معماری خود را با عنوان (urbot) urban robot تأسیس كرد كه بعدها در سال 1979 به تویو ایتو و همكاران (toyo ito & associates) تغییر نام داد. تویو ایتو استاد مدعو دانشگاه كلمبیای نیویورك، استاد افتخاری دانشگاه شمال لندن و عضو افتخاری AIA بوده است. او در طی دوران فعالیت حرفه‌ای خود جوایز متعددی را كسب كرده است كه از مهم‌ترین آنها می‌توان به جایزه بنیاد معماری ژاپن برای پروژهsilver hut در سال 1986، جایزه هنری mainrich برای طراحی موزه yatsushiro در سال 1992، جایزه طلایی بهترین طرح ژاپنی در سال 2001 و مدال طلای سلطنتی انگلستان در سال 2006 اشاره كرد.

toyo-ito_04.jpg
Serpentine Pavilion

برخی از مهم‌ترین پروژه‌های تویو ایتو عبارتند از:
ـ White U (1976)
ـ Silver Hut (1986)
ـ Tower of Winds (1986)
ـ خانه Guest (1989)
ـ ساختمان T (1990)
ـ موزه Yatsushiro (1991)
ـ هتل P (1992)
ـ موزه Shimosuwa (1993)
ـ خانه S (1995)
ـ تالار Nagaoka (1996)
ـ مجموعه Resort (1998)
ـ خانه K (2000)
ـ sendai mediateque (2001)
ـ غرفه گالری Serpentine (2002)
ـ غرفه Brugge (2002)
ـ ایستگاه Motomachi Chukagai (2003)
ـ ساختمانTods (2004)
ـ فروشگاه Mikimoto (2005)

toyo-ito_05.jpg
Tods Building

با نگاهی به آثار معماری، اندیشه‌ها و حتی طرح‌های چیدمانی (Installations) تویو ایتو، نوعی تلفیق مابین معماری و رسانه‌های نو، مابین دنیای طبیعی و دنیای دیجیتال در ذهن انسان تداعی می‌شود. او با بهره‌گیری از تكنولوژی و تركیب مواد مختلفی چون شیشه، بتن و فولاد با دگرگونی‌هایی اغلب خطی در سطح و انتقال آن به حجم، به معماری‌های متفاوتی (به ویژه در طرح‌های چند سال اخیر خود) دست یافته است. از این منظر شاید بتوان معماری‌های تویو ایتو را با آثار معماران سوئیسی، هرزوگ و دمورن (Herzog & De Meuron)، مقایسه نمود كه بیشتر مبتنی بر استفاده از تكنولوژی‌های پیشرفته در طراحی سطح و پوسته بیرونی ساختمان هستند.

toyo-ito_06.jpg
Mikimoto Building

تویو ایتو در پروژه اخیر خود برای فروشگاه جدید Mikimoto در توكیو، در ادامه طراحی مكعب‌های منحصربفردی چون گالریSerpentine در لندن و ساختمان Tods در توكیو، مكعب متفاوت دیگری در داخل بافت شهری ایجاد كرده است. نمای فولادی فروشگاه Mikimoto كه شبیه پوست پلنگ می‌باشد، با سطوحی از شیشه پوشیده شده است. درخشش این نما در رنگ‌های مختلف به‌ویژه شب‌هنگام و انعكاس نمای آن در نماهای شیشه‌ای ساختمان‌های مجاور، جلوه خاصی به فروشگاه می‌بخشد. تویو ایتو در خصوص این طرح می‌گوید: «در این كار، من همان شیوه‌ای را كه در ساختمان Tods تجربه كرده بودم، دنبال نمودم، اما این‌بار به جای استفاده از بتن و تركیب بتن و شیشه در نما، از تركیب فولاد و شیشه در سطح نما استفاده كردم.»

toyo-ito_07.jpg
Interior of Mikimoto Building

تویو ایتو درباره حضور تكنولوژی در آثار خویش می‌گوید: «معنی و مفهوم تكنولوژی در آثار من، طی دوران فعالیت حرفه‌ایم، تغییر یافته است؛ در گذشته و كارهای قبل‌تر حضور تكنولوژی بسیار آشكار بود، در حالی كه اكنون شیوه استفاده از تكنولوژی در كارهای من تفاوت یافته است و من سعی در پنهان كردن آن در كارهایم دارم، در واقع به نوعی استفاده غیرمستقیم از تكنولوژی در معماری روی آورده‌ام. من به دنبال معماری‌ای هستم كه مخاطب بتواند آن را لمس و احساس نماید، نوعی معماری برگرفته از واقعیت عینی.» بر این اساس، شاید بتوان كارهای اخیر تویو ایتو را كه اغلب فرم‌هایی مكعب‌گون با ساختارهای متفاوت و فضاهایی متنوع می‌باشند، نوعی معماری‌ ملموس و احساسی در عین حضور ناملموس تكنولوژی دانست.
toyo-ito_08.jpg
Mikimoto Building

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* عنوان یكی از اولین پروژه‌های تویو ایتو در سال 1977

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/14ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مرکز هنرهای نمایشی كیمل

معرفی پروژه
مرکز هنرهای نمایشی كیمل
نویسنده: جعفر بزاز

مرکز هنرهای نمایشی كیمل (Kimmel) كه توسط معمار رافائل وینولی (Rafael Viñoly) طراحی شده، در واقع محل اجرای ارکستر فیلادلفیا و 5 گروه دیگر هنرهای نمایشی این شهر می¬باشد. آنچه كه این پروژه را در نوع خود جالب توجه می¬كند طراحی سقف شیشه¬ای به¬صورت یك نیم¬استوانه برای كل مجموعه می¬باشد. در واقع كل پروژه با مساحت یك بلوك شهری، درون فضایی شیشه¬ای قرار گرفته است.
این مركز شامل یك تالار ارکستر با گنجایش2500 صندلی، یك سالن تئاتر با گنجایش650 صندلی (با قابلیت جابه‌جایی و تغییر چیدمان)، یک رستوران، یك کافه، فروشگاه و البته همراه با پلازایی به¬عنوان یك فضای شهری مسقف می¬باشد.
فرم منحنی¬وار تالار اركستر بر اساس فرم ویولنسل كه از ویژگی¬های آكوستیكی منحصربفردی برخوردار است، شکل گرفته است. در فضای داخلی تالار در ضمن این¬كه سطوح منحنی بالکن¬ها و اركسترا یادآور خطوط منحنی ویولنسل است، رنگ گرم قهوه¬ای مایل به قرمز دیوارها و نیز رنگ قرمز صندلی¬ها استعاره¬ای از طنین قوی موسیقی و رنگ آلات موسیقی است.
رویكرد اصلی در طراحی سالن تئاتر مجموعه، طراحی صحنه با قابلیت گردش (صحنه گردان) بود تا به این وسیله بتوان در مدت زمان اندكی سالن تئاتر را به یک تالار رسیتال (تک¬نوازی) یا به یک صحنه با عمق زیاد با قابلیت اجرای نمایش¬ها تئاتری، رقص و نیز گروه¬های كوچك ارکستر، تبدیل نمود.
طبقه همكف مركز شامل یك استودیو پیشرفته با 150 صندلی به¬عنوان یک جعبه سیاه (black box) یا صحنه چندمنظوره، یك سالن تمرین، فروشگاه، کافی شاپ، بخش¬های اداری و فضاهای پشتیبانی، پارکینگی با گنجایش 150 اتومبیل و پلازای Commonwealth می¬باشد.
داخل این فضای شهری مسقف (پلازا)، بالكن¬های طراحی شده برای ارتباط بین طبقات (دوم و سوم) و نیز پل¬های ارتباطی مابین بالكن¬ها كه وظیفه اتصال بالكن¬ها را به سالن¬ها برعهده دارند، قرار گرفته¬اند. حضور و گردش در این پلازای شیشه¬ای، كه به¬صورت تركیبی از فضای معماری و شهری است، با هیجان خاصی همراه می¬باشد. بام فضاهای درون این فضا نیز همچون لنداسكیپی به بالكن¬های پیرامون متصل هستند. یک جفت آسانسور شیشه¬ای نیز برای دسترسی به رستوران واقع در طبقه سوم و باغ¬بام (Roof Garden) واقع در بالای سالن تئاتر طراحی شده است.
استراكچر سقف شیشه¬ای تركیبی از شیشه، فولاد و آجر می¬باشد كه بر روی جرزهای آجری قرار گرفته است. البته این دیوارهای آجری، به نوعی مقیاس ساختمان¬های مسكونی و فرهنگی مجاور را نیز حفظ كرده و تا ارتفاع آنها بالا آمده¬اند. نمای اصلی مجموعه هم در خیابان Broad عمدتا در تراز خیابان شفاف است تا رهگذران به سمت پلازای داخل مجموعه دید داشته باشند.


kimmel-centre_1.jpg
تصویر شماره 1: موقعیت شهری مرکز هنرهای نمایشی كیمل


kimmel-centre_2.jpg
تصویر شماره 2: شكل¬گیری فرم تالار اركستر براساس فرم ویولنسل


kimmel-centre_3.jpg
تصویر شماره 3: فضای داخلی تالار اركستر

kimmel-centre_4.jpg
تصویر شماره 4: طرح اولیه پلازای شیشه¬ای‌


kimmel-centre0_5.jpg
تصویر شماره 5: نمای اصلی مجموعه

kimmel-centre_6.jpg
تصویر شماره 6: فضای شب¬هنگام پلازا


kimmel-centre_7.jpg
تصویر شماره 7: بالكن¬ها و پل¬های ارتباطی داخل پلازا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/14ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط محمد  |