تبليغاتX
معماران

معماران

معرفي معمار-سر نورمن فاستر

1935 نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد . 1953 پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشي در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازي رفت و در حين خدمت در نيروي هوايي ، در زمينه مهندسي الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتي در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهاي گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد . 1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازي ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .
1956 با ثبت نام در دانشگاه معماري منچستر ، به فراگيري دروس نسبتا سنتي ( در مقايسه با دروس و و رويکرد هاي متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ي معماري ليورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت هاي منحصر به فردي در زمينه ي فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .
1959 در اين سال يکي از ترسيم هاي او به عنوان يک کار درسي ، موفق به دريافت مدال نقره اي RIBA شد . 1961
او در اين سال ديپلم معماري و مجوز طراحي شهري خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هي وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وي اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولي در بورسيه ي تحصيلي انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنري نايل شد . پس از آن براي گذراندن دوره دو ساله ي تخصصي در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وي در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمايف و وين سنت اسکالي قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوي بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که براي مدت کوتاهي در همان مدرسه تدريس مي کرد ) ملاقات کرد . 1962 فاستر مدرک فوق ليسانس معماري را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقي ايالات متحده تا کاليفرنيا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ي معماري مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسي و دنبال کرد . 1963
پس از بازگشت به انگلستان با همکاري ريچارد راجرز ، گروه طراحي " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصيل کرده بود . مدتي بعد ، وندي چيزمن ( فارغ التحصيل مدرسه معماري بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضويت جورجيا بالتون ( که دفتر اصلي او در هامپ استيد بود ) حالتي ظاهري داشت و تاثير چنداني بر رابطه آنها نداشت .
1964 در اين سال با وندي چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام هاي " تي " و " کال " است . 1966 در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتي انگلستان در آمد .
1967 فاستر همراه با " گروه 4 " ساختماني را طراحي کرد که وي را به شهرت جهاني رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بناي ساخته شده توسط اين گروه است زيرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندي فاستر با هدف ايجاد يک مرکز براي طراحي و تحقيقات ، دفتر معماري فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .
1968 در حين طراحي پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقي در انديشه و کارهاي فاستر گذاشت . آشنايي ، سر آغازي بود براي دوستي و همکاري طولاني پر ثمري که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايي ( يعني سال 1983 ) ادامه داشت . 1971
در اين ، دفتر معماري فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختماني در خيابان فيتزروي ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحي داخلي اين دفتر ، بستري بود براي بررسي و آزمايش مفاهيم و مصالحي که بعده ها هسته اصلي فلسفه کار فاستر را شکل داد . 1974
فاستر به عنوان نايب انجمن معماري انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژي به نام " شرکت خطوط کشتي راني فرداولسن " همکاري داشت ، دفتري در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايي براي اين کار فرماي نروژي انجام داد ؛ سپس با کارفرماهاي ديگر در نقاط مختلف کشور همکاري کرد .
1975 در اين سال ، ساخت دفترهاي شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهاني رساند .
1978 ساخت مرکز هاي هنرهاي تجسمي سانز بوري ، آغاز مرحله ي مهم و درخشاني در زندگي حرفه اي او شد . پروژه هاي ارزشمند ديگري را براي او و همکارانش به ارمغان آورد .
1979 در اين سال شرکت بانکداري هنگ کنگ و شانگهاي از وي دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملي ديگر ، در مسابقه اي محدود با موضوع طراحي دفتر مرکزي اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجراي اين پروژه به شرکت وي واگذار شد .
1980 فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايي در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکتراي افتخاري دانشگاه انجلياي شرقي به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلاي سال 1980 به جيمز استرلين سخنراني کرد .
1981 در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحي ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماري او در يکي از برنامه هاي مستند هنري BBC معرفي شد و مورد بررسي قرار گرفت . 1982
در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گريند پورتلند و در مجاورت دفتر هاي شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکي از اعضاي هيئت علمي دانشکده صنعتي هنر لندن انتخاب شد .
1983 در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلاي سلطنتي " رشته معماري را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملي ارزشمندي است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا براي پيشرفت حرفه معماري در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا اين جايزه ، با کمينيستر فولر سخنراني کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتي در آمد . پس از برگزاري يک مسابقه ي محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر براي طراحي مرکز جديدي براي BBC در منطقه ي پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليساي آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .
1984 در مسابقه محدودي که شوراي شهر نايمز براي طراحي يک مدياتک و مرکز هنرهاي معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ي بين المللي معماران ، جايزه آگوست پره را به وي اهدا کرد .
1986 دانشگاه بت ، دکتراي افتخاري علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وي در مراسم بازگشايي بناييادبود اريک ليونز در RIBA سخنراني کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهاي او برپاشد : يکي در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايي در ژانويه ) و ديگري در دانشگاه سلطنتي لندن ( بازگشايي در اکتبر ) . وي جايزه موسسه طراحي ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازي يک سايت 48 هکتاري در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازي در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعي از عملکردهاي مختلف مي باشد. از جمله اين عملکردها مي توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهاي مسکوني و اداري پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ي چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدي از اجراي پروژه هايي در مقياس شهري بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح هاي شهري مختلفي براي شهرهاي زير طراحي و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخي چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه اي براي تغيير شکل و بازسازي قسمت وسيعي از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .
1988 ظرفيت بالاي اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ي وسيعي از برنامه ها و پروژه هاي کلان مقياس پاسخگو باشد . يکي از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازي شهر براي مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه هاي ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذري در منطقه ي رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزميني کاناري وارف در لندن ( 1991 ) است . 1989 اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندي ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه اي نورمن همراه او بود و پس ازهمکاري در" گروه 4 " ، يکي از موسسان دفتر معماري فاستر و همکاران بود . 1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان هاي ارزشمند ( از نظر تاريخي ، معماري و سازگاري با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماري فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماري سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازي در کيلومتر 22 جاده ي هستار در نزديکي رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد هاي گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازي و مصالح ، بايگاني پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم هاي ويدئويي و عکس ، همگي زير سقف گرد آمده اند .
1991 دانشگاه معماري فرانسه ، به وي مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ي جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيوني آي تي ان ، نگارخانه هاي ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايي ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر هاي تجسمي سانزبوري نمايشگاهي بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه اي فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ي ونيز ، غرفه ي بريتانيا نيز تعدادي از طرح هاي فاستر و پنج معمار ديگر انگليسي را به نمايش در آورد .
1992 دانشگاه و موسسه ي هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وي اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکتراي افتخاري داد. برپايي چندين نمايشگاه در شهرهاي پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وي در چندين مسابقه معماري برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقي آن به موزه ي ماقبل تاريخ در پرووانس .
1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهاي بين المللي باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايي در شهر هاي برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو داير کند . شرکت معماري سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحي پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت هاي وي در مسابقات معماري مي توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ي نمايشگاهي در ليسبون اشاره کرد . پروژه ي مرکز هنرهاي معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتي که براي برگزاري مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتي تاخير انجام شد . ولي اين مشکلات در ساخت مدرسه ي متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحي اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايي نيز ، در همين سال مدال طلاي خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/15ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مارسل دوشان ايران درگذشت

«سيدهادي ميرميران» ظهر امروز پس از گذران يك هفته بي‌هوشي، در بيمارستاني در آلمان درگذشت.

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند معمار و شهرساز كه از 16 فروردين‌ماه به آلمان سفر كرده بود تا از نا‌حيه‌ي ستون فقرات مورد عمل جراحي قرار گيرد، ظهر امروز در فرانكفورت درگذشت.

پيكر اين معمار ايراني كه سال‌هاست به‌خاطر توده‌يي در ناحيه‌ي كليه قادر نبود بدون عصا و ويلچر راه برود، روز جمعه ازسوي سفارت جمهوري اسلامي ايران در آلمان به تهران بازگردانده خواهد شد.

ميرميران مشاور مادر شهر بم - پس از زلزله - بود، تا همين روزهاي آخر طرح توسعه بارگاه شاه‌چراغ روي ميز كارش پهن مي‌شد و بازسازي محوطه ارگ كريم‌خاني شيراز را در دست كار داشت.

سيدهادي ميرميران 36 سال زندگي حرفه‌يي خود را پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه تهران، براي تدريس معماري در دانشگاه‌هاي علم و صنعت ايران، شيراز، همدان و تهران و طراحي و اجراي پروژه‌هاي صنعتي و معماري صرف كرده بود و به‌رغم سال‌ها بيماري، محل زندگي‌اش را همان اتاق كارش انتخاب كرده و تا روزهاي آخر حياتش به مديرت اجرايي و طراحي معماري و شهرسازي مشغول بود.

ازجمله فعاليت‌هاي وي كه عنوان مارسل دوشان ايران به او اطلاق مي‌شد، به ارايه‌ي طرح‌هايي چون طراحي مجموعه‌ي بهارستان واقع در ميدان بهارستان تهران، ساختمان كانون وكلاي دادگستري مركز، سركنسول‌گري ايران در فرانكفورت و نيز طرح احياي مجموعه‌ي كريم‌خان مي‌توان اشاره كرد.

وي آخرين نشان افتخارش را از دستان سيدمحمد خاتمي گرفته بود.

سخنانی از هادی میرمیران:

هادي ميرميران:
«خاتمي» فرهنگ را چاشني سياست داخلي و ديپلماسي خارجي كشور كرد

سيدهادي ميرميران معتقد است: خاتمي به لحاظ دانش، تفكر و عمل، يك انسان فرهنگي برجسته است.

اين مدرس دانشگاه و معمار برجسته‌ي كشور در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از طرح بحث گفت‌وگوي تمدن‌ها توسط سيدمحمد خاتمي ياد كرد و آن‌را داري جنبه‌ي قوي در مقياس جهاني دانست.

وي افزود: طرح بحث جامعه‌ي مدني نيز از سوي ايشان، از يك زاويه، داراي جنبه فرهنگي مهمي به حساب مي‌آيد؛ چراكه در چنين جامعه‌اي، زمينه‌ي رشد فرهنگي، به‌مراتب فراهم‌تر است؛ در سخنراني‌ها و ملاقات‌هاي داخلي و خارجي ايشان هم رد پاي يك ديد فرهنگي را مي‌توان احساس كرد .

به گمان اين طراح و معمار برجسته‌ي كشور، خاتمي در طول هشت سال رياست جمهوري خود، به‌نوعي، چاشني فرهنگ را در سياست داخلي و ديپلماسي خارجي كشور وارد كرد.

ميرميران با استناد به پي‌گيري ديدگاه‌هاي فرهنگي ازسوي خاتمي، به‌عنوان نمونه، به اجراي دو برنامه در دو وزارت‌خانه‌ي مسكن و شهرسازي و امور خارجه اشاره كرد و متذكر شد: در وزارت مسكن و شهرسازي، در بازسازي شهر زلزله‌زده‌ي بم، به حفظ هويت و فرهنگ معماري و شهرسازي بم اهميت زيادي داده شد و در وزارت امور خارجه نيز در برنامه‌ريزي، طراحي و ساخت دفاتر نمايندگي ايران در خارج از كشور، به انعكاس صحيح اصول و مباني فرهنگ و معماري ايران در اين بناها، توجه جدي صورت پذيرفت.

ميرميران كه به وي "مارسل‌دوشان" ايران نيز عنوان داده‌اند و چند ماه پيش نشان درجه‌ي يك فرهنگي را دريافت كرده است، تصريح كرد: پي‌گيري ايجاد مراكز فرهنگي كه نمونه‌ي شاخص آن ساختمان جديد كتابخانه‌ي ملي ايران است، گسترش نشريات و بالا رفتن سطح آزادي بيان در آن‌ها، تجليل و تقدير بيشتر از هنرمندان و ديگر شخصيت‌هاي فرهنگي، توسعه و پشتيباني از مراكز فرهنگي مانند خانه‌ي هنرمندان اسران و پشتيباني از برنامه‌هاي متنوع فرهنگي و هنري كشور، از ديگر اثرات ديگاه فرهنگي ايشان است.

هادي ميرميران:
اگر از معماري امروز جهان استفاده نكنيم، از قافله‌ي تمدن عقب مانده‌ايم

چند پله كوتاه بالا و پايين و مسير طرح و ماكت و پلات‌هاي معماري، و بعد اتاقي در انتهاي راهرو كه دختر عشاير با چارقدي سرخ و با چشم‌هايي زنده اما غمگين، از ميان قاب نگاهت مي‌كند، اتاقي پاك و مختصر، ميز كار، خط‌ كش، شابلن، مداد و انبوهي كتاب معماري و شعر، در گوشه‌اي ديگر تخت استراحت استاد.

روي ميز كار نقشه‌اي پهن است و جاي دست‌هايي مشغول به كار و سرانگشتاني توانا كه او را جزو برجسته‌ترين معماران ايران كرد. اينجا اتاق كار و زندگي «هادي ميرميران» است.

به گفته‌ي خيلي‌ها او مارسل دوشان ايران است. تصاوير ماكت‌هاي ساختمان‌هاي اجرا شده و نشده، خود حاكي از اين مدعاست.

سال‌هاي 1345، 46 و 47، آن روزهايي كه مهندس هوشنگ سيحون رييس دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود و ‌به هر بهانه‌اي دانشجويان را جريمه و وادارشان مي‌كرد تا معماري ايران را بشناسند، دانشجويان را مجاب به رلوه - اندازه‌گيري و تهيه نقشه - از بناهاي معماري مي‌كرد؛ از قره‌كليساي ماكو، كليساي جلفا گرفته تا ارگ عليشاه و ...؛

مسجد عالي‌قاپوي اصفهان نصيب ميرميران شد.

طرح‌هاي فانتزي، تخيلي و ايده‌هاي بلندپروازانه‌ي او را سال پاييني‌هاي دانشكده به‌خوبي به ياد دارند.

دانشجويي كه بيشترين مدال، نشان و جايزه‌ي دانشكده را از آن خود مي‌كرد.

سال 1347 و پس از پايان تحصيل، فعاليت حرفه‌يي‌اش را آغاز كرد و با تاسيس شركت ملي ذوب آهن ايران - اصفهان، 10 سال مسؤول كارگاه معماري و آتليه‌ي طراحي معماري و شهرسازي اين شركت شد.

پس از انقلاب وزير مسكن و شهرسازي وقت - مهندس سراج‌الدين كازروني - از هادي ميرميران كمك گرفت و طرح جامع منطقه و شهر اصفهان را به او سپرد. او شهر جديد بهارستان را طراحي كرد.

ميدان كهنه‌ي محل زندگي كلميان اصفهان، حوالي مسجد جامع بود، ميرميران طرحي جديد براي اين ميدان ارايه داد؛ مي‌گويند نقطه عطف اصفهان از آنجا بسته شده است.

ميرميران معتقد است: معماري كه امروز در كشور داريم، شايسته‌ي مقام و منزلت تاريخي ما نيست. ما از گذشته در دو عرصه‌ي شعر و معماري بسيار موفق بوده‌ايم. در معماري جزو يكي از كشورهايي هستيم كه بزرگترين ميراث معماري و تاريخي را دارد. سه هزار سال معماري پيوسته داريم كه تمام اين سال‌ها جزو بهترين نمونه‌هاي معماري جهان بود؛ اما از اواخر دوره‌ي قاجار تا امروز، بيشترين مصرف‌كننده‌ي معماري كشورهاي پيشرفته غربي شده و خود نتوانستيم سهم مهم و حتا كوچكي را در معماري معاصر جهان داشته باشيم.

او عوامل زيادي را دخيل دانسته و مي‌گويد: معماري برخلاف شعر، به امكانات مالي محتاج است. بايد كارفرما و صاحب كاري باشد كه يك كار معماري به‌وجود آيد؛ در ده - پانزده سال اخير بارقه‌هايي به‌وجود آمده و وضعيت رو به بهبود است.

او تاكيد دارد: ميراث بزرگ معماري داريم و ضروري است به آن توجه كنيم. علاوه بر آن، بايد به دستاوردهاي معماري روز دنيا توجه داشته باشيم.

ميرميران در ديدار اعضاي بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از كم‌رغبتي مردم نسبت به بافت‌هاي تاريخي مي‌گويد. به گمان او بافت‌هاي تاريخي ايران، امروز به محل اسكان اقشار كم‌درآمد يا مهاجر تبديل شده است و خانواده‌ي اصيل شهري هم يا به‌طور كامل از اين بافت‌ها خارج شده‌اند يا در حال خارج شدن هستند.

بنابراين بافت‌هاي تاريخي روز به روز به ضرر اقشار قديمي و باسابقه‌تر تغيير مي‌كند. همين امر رانده شدن بيشتر مردم را از اين بافت‌ها موجب مي‌شود؛ در يك مقطع، بهاي لازم را به بافت‌هاي تاريخي‌مان نداده و كار نكرديم كه آن‌ها را شايسته‌ي زندگي امروز قرار دهيم. بايد تحولي انجام مي‌داديم كه بافت‌هاي تاريخي كشور بافت‌هاي مطلوبي باشد. درحالي‌كه بافت‌هاي تاريخي در همه جاي دنيا گران‌ترين مناطق است، اما مردم ما از اين بافت‌ها فراري‌اند، چراكه كار لازم در به‌روز و به‌هنگام كردن بافت‌هاي تاريخي‌مان انجام نداده‌ايم.

مسابقه‌ي طراحي فرهنگستان‌هاي جمهوري اسلامي ايران در سال 1373 هنوز در خاطره‌ها جا دارد.

جايزه‌ي نخست و مقام اول اين مسابقه به طراحي او - برج سه‌تايي بلندي كه دروازه‌ي علم ميانه‌ي آن جا داده شده بود ـ تعلق گرفت؛ اما هنوز هيچ‌كس نمي‌داند چرا طرح پنجم اجرا شد كه البته هنوز نيمه‌كاره مانده است.

از همان روزهايي كه ناراحتي در كليه‌اش پيدا شد، ديگر ميرميران بدون عصا يا ويلچر راه نرفته است، اما تا وقتي به اتاق ساده و كوچك او در گوشه ساختمان شركت پويا و پر رفت و آمدش نقش جهان - پارس نرفته باشي، باور نمي‌كني كه روي ويلچر مي‌نشيند و ساعاتي طولاني را روي تخت مي‌گذراند و چنين طرح‌هايي مي‌آفريند.

مديريت قاطع و حضور مستمر و با وسواسش در جلسات كه اين روزها در اتاق خودش تشكيل مي‌شود، حاكي از اين امر است.

خودش مي‌گويد: آرزوي هر طراحي است كه كاري كه مي‌كند ساخته شود، ‌اما متاسفانه در كشور، خيلي كارهاي خوب روي كاغذ مانده است.

از حدود 15 سال پيش مسابقات معماري آغاز شده، امر پسنديده‌اي است كه كارهاي خوب با مسابقه انتخاب شوند؛ اما متاسفانه غالبا به نتايج آن وفادار نمي‌ماندند.

ميرميران اكنون مشاور مادر شهر بم است؛ طرح توسعه شاه‌چراغ روي ميز كارش پهن است و بازسازي محوطه ارگ كريم‌خاني شيراز را در دست كار دارد.

فانتزي‌هاي جوان پوياي دهه 40، اكنون اجرايي، ساده، بي‌پيرايه و موفق‌تر از پيش است. ساختمان كانون وكلاي دادگستري مركز، با اجراي نماي مسعود عربشاهي حكايت از آن دارد.

مدرس دانشگاه‌هاي علم و صنعت، هنر معماري تهران، همدان و شيراز، از تاليف و ترجمه‌ي كتاب‌هاي معماري گلايه دارد.

او مي‌گويد: يكي از نقايصمان در ترجمه‌ي آثار معماري است. به آن تعداد كه جامعه نياز دارد ترجمه‌اي صورت نگرفته است؛ اين نقيصه ناآشنايي دانشجويان و معماران را با مسائل روز و مهم دنيا در پي ‌دارد.

بايد توجه داشته باشيم كه اگر از معماري امروز جهان استفاده نكنيم، از قافله‌ي تمدن معماري عقب مانده‌ايم.

كسب 27 جايزه‌ي عموما نخست، تقدير، لوح، نشان و مدال و تاليف حدود 10 مقاله در زمينه‌هاي مختلف معماري و نيز ده‌ها سخنراني در دانشگاه‌ها و مجامع مهم و معتبر دنيا، اين فارغ‌التحصيل ممتاز دانشگاه تهران را جزو برترين‌هاي معماري ايران كرده است.

به‌تازگي رييس جمهوري اسلامي ايران نشان درجه‌ي 1 هنري كشور را به وي اعطا كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/21ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط محمد  |